هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از درد فراق، عشق و رنجهای روحی سخن میگوید. او از حضور غیر در جمع یار گلایه دارد، از هجران مینالد و به اجل نامهربان اشاره میکند. همچنین، از لیلی و بلبلان یاد میکند و به صیاد و قفس اشاره دارد. در نهایت، به امید رحمت و زندگانی میپردازد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'اجل نامهربان' و 'هلاکم کرد' ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۴۱ - به بزم یار همدم گر چه جان است
به بزم یار همدم گر چه جان است
حضور غیر بر عاشق گران است ۱
هلاکم کرد و از هجرم بر آسود
که می گوید اجل نامهربان است ۲
جرس امشب ننالد چون شب دوش
همانا لیلی اندر کاروان است ۳
نماند بلبلان را ذوق فریاد
در آن گلشن که گلچین باغبان است ۴
به گردون زان نمی نالم که ما را
شکایت هر چه هست از آسمان است ۵
چنان مشغول صیادم که گوئی
مرا گلشن قفس دام آشیان است ۶
نسیم رحمت آید بر مشامم
مگر این راه بر دیر مغان است ۷
لبش گر نیست آب زندگانی
چرا پس در سواد خط نهان است ۸
ندانم آن که می گوید سخن کیست
همی دانم که یغما ترجمان است ۹
حضور غیر بر عاشق گران است ۱
هلاکم کرد و از هجرم بر آسود
که می گوید اجل نامهربان است ۲
جرس امشب ننالد چون شب دوش
همانا لیلی اندر کاروان است ۳
نماند بلبلان را ذوق فریاد
در آن گلشن که گلچین باغبان است ۴
به گردون زان نمی نالم که ما را
شکایت هر چه هست از آسمان است ۵
چنان مشغول صیادم که گوئی
مرا گلشن قفس دام آشیان است ۶
نسیم رحمت آید بر مشامم
مگر این راه بر دیر مغان است ۷
لبش گر نیست آب زندگانی
چرا پس در سواد خط نهان است ۸
ندانم آن که می گوید سخن کیست
همی دانم که یغما ترجمان است ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰ - حلقه بر در زند ار شیخ بگو بارت نیست
گوهر بعدی:شماره ۴۲ - اگر آن سنگ که داری ببر اندر دل تست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.