هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از فقیهی می‌خواهد که از سخن گفتن دربارهٔ حرام بودن می (شراب) خودداری کند. شاعر با تصاویر شاعرانه و استعاره‌های زیبا، حالات روحی و عاشقانهٔ خود را بیان می‌کند و به مفاهیمی مانند عشق، رنج، و حیرت می‌پردازد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عرفانی و انتقادی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، اشاره به مصرف شراب و مفاهیم عاشقانه ممکن است نیاز به درک بالاتری از ادبیات و فرهنگ داشته باشد.

شماره ۱۲۸ - مکن ای فقیه منعم ز حدیث جام و باده

مکن ای فقیه منعم ز حدیث جام و باده
که حرام کرده می را برو ای حلال زاده ۱

زگشاد و بست اختر شبی آن بود که بینم
در خانقاه بسته، سر جام می گشاده ۲

به رهی که نعل ریزد ز تحیر اولین پی
همه اسب شهسواران به کجا رسم پیاده ۳

زند آن چنان زبانه تب غم ز بند بندم
که گمان برند مردم به نی آتش اوفتاده ۴

نه خط است و خال و مویش بر آفتاب رویش
که صفی گناه کاران به قیامت ایستاده ۵

به ره تو خاکم اما به سرم کجا گذاری
مگر آن زمان که دانی فلکم به باد داده ۶

دل تیره روز یغما به شکنج زلف او بین
تو به شاخ سرو گوئی زغن آشیان نهاده ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۱۸۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۷ - منت ایزد را که بر شرع نبی اقرار من
گوهر بعدی:شماره ۱۲۹ - تا دم معجز از آن لعل شکرخا زده‌ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.