هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از ناامیدی، دل‌شکستگی و حسرت خود می‌گوید. او از بی‌پاسخی نامه‌هایش، ویرانی دل و سینه، و یادآوری خاطرات تلخ سخن می‌گوید. همچنین، به توصیف عشق و آرزوهای بلندپروازانه خود پرداخته و از تقدیر و بخت خود گله می‌کند. در پایان، به مفاهیمی مانند علم، جهل، و حرمت قرآن اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از ابیات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

شماره ۱۴۴ - صدنامه نوشتیم وز صدر تو خطابی

صدنامه نوشتیم وز صدر تو خطابی
صادر نشد ار خود همه دشنام و عتابی ۱

یاد آیدم احوال دل و سینه ویران
هر گه شنوم ناله جغدی ز خرابی ۲

ای آب خضر آنچه در اوصاف تو گویند
غافل مشو از حرمت خود درد شرابی ۳

در اشک من و دیده من بین که بینی
بحری که در او موج برآید ز حبابی ۴

در جلوه گه توسنش ار بخت بلندم
بر عرش برد بوسه توان زد به رکابی ۵

آید مگرم روی تو در واقعه دارم
در عمر به یک چشم زدن حسرت خوابی ۶

یک آیه قرآن که در او حرمت می کو
انکار مکن مفتی اگر زاهل کتابی ۷

در طره پرتاب مپیچ ای دل شیدا
بیم است که روزی شود این موی طنابی ۸

یغما اگرت آرزوی علم فقیه است
جهلی زخدا خواه و بخوان صرف و نصابی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۰۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۴۳ - ساقی جگرم سوخت بده جام شرابی
گوهر بعدی:شماره ۱۴۵ - دردسر می دهدم رنج خمار ای ساقی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.