هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به موضوعاتی مانند عشق، رنج، تسلیم در برابر تقدیر و تأمل در زندگی می‌پردازد. شاعر از درد فراق و شیرینی وصال سخن می‌گوید و به مفاهیمی مانند خواب، مرگ و گذر عمر اشاره می‌کند. همچنین، با استفاده از استعاره‌های زیبا، به ناتوانی انسان در برابر عشق و تقدیر الهی اشاره دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند مرگ و رنج ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

شماره ۱۵۰ - مرنج زاهد اگر نیست گفتمت دینی

مرنج زاهد اگر نیست گفتمت دینی
بمال چشمی و بنگر هزار چندینی ۱

چه جای باده تلخ است بی لب تو مرا
به کام می نرود هرگز آب شیرینی ۲

نشاط بستر راحت به خواب خواهددید
سری که ساخت ز خاک در تو بالینی ۳

به تیغ می زندم مرحبا که گفت که من
ز ذوق زخم ندارم مجال تحسینی ۴

نبود تا خط و خال و رخت ندانستم
به روزگار شبی هست و ماه و پروینی ۵

شهان به عرصه عشقند مات، اسب متاز
نه هر پیاده به بازیچه گشت فرزینی ۶

من از رسیدن منزل دل آن زمان کندم
که بار پیل نهادم به مور مسکینی ۷

رسید عمر به پایان و در غمش یغما
هنوز بر سر اندیشه نخستینی ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۱۹۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۴۹ - شد فاش در آفاقم آوازه شیدائی
گوهر بعدی:شماره ۱۵۱ - آن مه ز مهر برداشت طرف نقاب نیمی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.