هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و دردآلود است که در آن شاعر از عشق، شیدایی، رسوایی، تنهایی و دردهای عاطفی خود سخن میگوید. او از یار غایب و حاضر یاد میکند و از ناپایداری عهد و پیمان شکایت دارد. طبیب به او گل و قند تجویز میکند، اما او همچنان در غم و اندوه به سر میبرد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق، درد و رنج عشق و تنهایی است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'رسوایی' و 'خون گریستن' نیاز به بلوغ عاطفی دارند.
شماره ۱۴۹ - شد فاش در آفاقم آوازه شیدائی
شد فاش در آفاقم آوازه شیدائی
معروف جهان گشتم از دولت رسوائی ۱
خیز ای دل دیوانه کز بهر تو می گردند
ویرانه به ویرانه طفلان تماشائی ۲
وقت است که خون گردد بیم است که خون گریم
دل از ستم تنها من از غم تنهائی ۳
تا چند به دورانت می خواهم و خون نوشم
آب طربت خون باد ای ساغر مینائی ۴
فرمود طبیب امروز تجویز به گل قندم
فحش از چه نمی گوئی لب از چه نمی خائی ۵
گفتی که شوم سرمست، گیرم بدو بوست دست
از بهر چه خواهی بست، عهدی که نمی پائی ۶
یار من و یار تو آن غایب و این حاضر
یغما من و خاموشی، بلبل تو و گویائی ۷
معروف جهان گشتم از دولت رسوائی ۱
خیز ای دل دیوانه کز بهر تو می گردند
ویرانه به ویرانه طفلان تماشائی ۲
وقت است که خون گردد بیم است که خون گریم
دل از ستم تنها من از غم تنهائی ۳
تا چند به دورانت می خواهم و خون نوشم
آب طربت خون باد ای ساغر مینائی ۴
فرمود طبیب امروز تجویز به گل قندم
فحش از چه نمی گوئی لب از چه نمی خائی ۵
گفتی که شوم سرمست، گیرم بدو بوست دست
از بهر چه خواهی بست، عهدی که نمی پائی ۶
یار من و یار تو آن غایب و این حاضر
یغما من و خاموشی، بلبل تو و گویائی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۵۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۸ - دردسر می دهدم رنج خمار ای ساقی
گوهر بعدی:شماره ۱۵۰ - مرنج زاهد اگر نیست گفتمت دینی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.