هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد عشق و جدایی مینالد و از تأثیرات عمیق آن بر زندگی خود سخن میگوید. او از گذرا بودن زمان و ناپایداری شرایط زندگی شکایت دارد و از زلف معشوق به عنوان عاملی دردآور یاد میکند. همچنین، او از تغییرات پیدرپی زندگی و کهنگی شرایط موجود ابراز نارضایتی میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیدهی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۲۹ - به تعب می کشدم چرخ چه شد غمزه یار
به تعب می کشدم چرخ چه شد غمزه یار
که به یک چشم زدن بگذردم کار از کار ۱
بیش و کم عشق کشنده است چه دجله چه محیط
آب یک نی چو همی بگذرد از سر چه هزار ۲
نو به نو تختگه خسرو دوری است دلم
طرح یارب به چه طالع شده این کهنه حصار ۳
تا شد آن زلف معقرب زکفم نیش زند
بر تنم هر سر مو چون دم عقرب سر مار ۴
که به یک چشم زدن بگذردم کار از کار ۱
بیش و کم عشق کشنده است چه دجله چه محیط
آب یک نی چو همی بگذرد از سر چه هزار ۲
نو به نو تختگه خسرو دوری است دلم
طرح یارب به چه طالع شده این کهنه حصار ۳
تا شد آن زلف معقرب زکفم نیش زند
بر تنم هر سر مو چون دم عقرب سر مار ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۱۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸ - جز فراز لب جان پرورش آن جادوی چشم
گوهر بعدی:شماره ۳۰ - چون سرایی به لب دجله مرا یاد بیار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.