این متن به شرح زندگی و افکار میرزا حسن و شیخ حسن میپردازد که با وجود رنجها و دشواریهای زندگی، به عشق و مستی و شعر روی آوردهاند. همچنین، به رابطهی آنها با یاران و اطرافیان اشاره میکند و از دو فرد رستگار به نامهای میرزا هادی خان خراسانی و شیخ حسن نام میبرد که با وجود زندگیهای پر از باده و مستی، به نوعی رستگاری دست یافتهاند. متن پر از اشارات شاعرانه و عرفانی است و به مفاهیمی مانند عشق، رنج، رستگاری و زندگی پرداخته است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و شاعرانه است و ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاراتی به مصرف باده و مستی دارد که برای گروههای سنی پایینتر مناسب نیست.
شمارهٔ ۳ - به آقا محمد رضای عطار نراقی نگاشته
حلقه ای گرد خویشتن بکشم
تا نیاید درون حلقه پری ۲
وین پری پیکران حلقه بگوش
شاهدی می کنند و جلوه گری ۳
نه چندانت در دل من و دیده یاران جای نمایان است و جایگاه روشن و آیان که من گفتن توانم یا خامه نوشتن. داستان نو، اینکه سرکار شیخ با همه مهر و پیوند و پیمان و سوگند از بچه ها گذشتی کرده و فرو گذاشت این پیشه را که بدان بررسته بود نه بربسته بازگشتی آورده که اگر من بنده را از پاک یزدان فرمان بودی و نیروی کیفر و پاداش این و آن دختران مینوچهر بهشتی را با سرشت فرشتی گوهر مردانه پوش و پیمانه نوش نیاز راه و آرایش فرگاه وی می کردم. ۴
در این چهل ساله روندگی ها و دوندگی ها و خواجگی ها و بندگی ها از تباه کاران سیاه نامه و گناه ورزان کبود جامه که سزای آذر و آزارند و در خور گزند و تیمار، بی سپاس روزه و نماز و پاس ستایش و نیاز، دو آمرزیده رستگار دیدم: نخست جهان مردمی میرزا هادی خان خراسانی که همواره گهواره تا گور باده و ساده فراهم داشت و به فر آمیزش این دو انباز دمساز، دست در شیر مرغ و جان آدم چنانچه یغما گوید: ۵
گر گدائی رابطی می بابتی شاهد فراهم
دولتی دارد شگرف آن شیر مرغ این جان آدم ۶
دویم یار بچه بار و مست ساغر گمار شیخ حسن که با رنج پریشانی و شکنج بی سامانی روزی بی باده نزیست و شبی بی ساده نخفت. کهنه یا نو آنچه بودش به جامی گرو بود و به بوی بچه بازی چارگامه خمخانه پوی و گرمابه رو، شعر: ۷
بخشایش دوست را به پرهیز
نشگفت امیدوار گشتن ۸
این تازه که گاهواره تا گور
کون کردن و رستگار گشتن ۹
بیچاره ما که با همه ناکامی و بدنامی همه با یاد پورجوان زن پیر در بر دیدیم و بجای آب گلگون خون دل در ساغر، تا در رسته رستاخیزم بازار با چه افتد و کیفر کردار چه باشد. همشیره مهربان خواهر ملا را برادری نیک خواهم و مهراندیشی قنبرک پناه، فرمایش را اگر جان خواهی و سر جوئی به سر ایستاده ام و انجا مرا به جان آماده. ۱۰
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.