هوش مصنوعی: متن روایتگر ملاقات نویسنده با سالارخان است که در آن پیغامی سرکاری همراه با احساسات و اندیشه‌های شخصی بیان می‌شود. سالارخان با پذیرش و احترام به این پیام گوش می‌دهد و سپس دستور می‌دهد که پیام به شکل مناسب منتشر شود. در ادامه، نویسنده به بیان وضعیت اجتماع و ناهماهنگی‌های آن می‌پردازد و تأکید می‌کند که شنونده‌ای واقعی برای این گفتارها وجود ندارد. در پایان، با اشاره به آینده‌ای روشن و با کمک یزدان، به ستایش و سپاسگزاری از بخشش‌های شاهانه پرداخته می‌شود. شعر پایانی نیز بر بی‌عدالتی و نابینایی آسمان در برابر ظلم تأکید دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و اجتماعی است و استفاده از زبان ادبی و استعاره‌های پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی مفاهیم مانند نقد اجتماع و بی‌عدالتی نیاز به درک بالاتری از مسائل انسانی دارد.

شمارهٔ ۱۰ - به یکی از دوستان نگاشته

بامدادان که دوبارش دربان بی نوشته خواست، بال فرشته و اهریمن بسته داشت، و پای پری و مردم شکسته تالار سرکار سالارخان را گرم و گیرا در آمدم و او نیز با من نرم و پذیرا برآمد. پیغام سرکاری را با آنچه سروش فراگوش دل گفت و دل با زبان پرداخت برساز و سنگی شیوا و آئین و آهنگی شایان راز سرودم و باز نمودم، شنید و رسید دانست و دید، فرمود از منش درودی دل آسود بر گوی و سرودی رامش روی برساز که راست شنیده ای و درست دیده ای. ۱
گروهی گوناگون هر یک به راه و رنگی دیگر در این انجمن جای و باری دارند و بر آئین و آهنگی بهتر یا بدتر گفت و گزاری. گرم و سردی می لایند و پخته و خامی می سرایند ولی آنکه گوش دارد کیست؟ یا ویله سگ از سروای سروش بازداند کدام؟ آسوده زی و آرام پای که این فسیله گاو خر را سر تا دم شناخته ام و نهاد از ویله این روبهان یله و پیله گرگان بی تله یک گله گوش تا سم پرداخته. می گویند و نمی شنویم می خوانند و نمی گرویم، استواری های دیرینه پیمان تو که با رشته جان ماش پیوند است بیش از آنها است که بازوی سخت دلان سست گوهر تواند شکست، و پیشینه پیوند مرا نیز بند و گره زره در زره برتر از آن که نیروی ناخن و کاوش انگشت هر بی سر و پائی یارد گشود.دو سه بامداد دیگر که به خواست پاک یزدان و فیروزی فرخ اختر مرز ری و تختگاه کی از خاکبوس جمشید کامکاران و خورشید شهریاران کیوان پایه و پروین پی گشت، به کام دل و نام نیک و آب بخت و تاب ستاره سپاس ساخت و سازش و ستایش نواخت و بخشایش شاهانه را روی نیازمندی بر آستان خواهی سود و گردن سربلندی بر آسمان خواهی کشید.شعر: ۲

آسمان با صد هزاران دیده چندان کور نیست
تا ترا بیند به دست دیگری ندهد لگام ۳
تعداد ابیات: ۱
کانال گوهرین در ایتا
۲۰۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمارهٔ ۹ - به یکی از دوستان نوشته
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۱ - به محمد علی خطر فرزند خود نگاشته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.