هوش مصنوعی:
متن حاضر ترکیبی از توصیفات طبیعت، نصایح اخلاقی و اشارات تاریخی و اساطیری است. نویسنده از وضعیت کشاورزی و آبادانی زمین سخن میگوید و بر اهمیت کاشت درختان و مراقبت از آنها تأکید میکند. همچنین، با اشاره به داستانهای تاریخی و مذهبی مانند داستان یوسف و برادرانش، هشدارهایی درباره عواقب بیتوجهی به مسئولیتها میدهد. در پایان، با استفاده از اشعار و ضربالمثلها، بر ضرورت پشتکار و مسئولیتپذیری تأکید میشود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم پیچیده، اشارات تاریخی و اساطیری و استفاده از زبان ادبی و شعر است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی اشارات به داستانهای مذهبی و تاریخی نیازمند دانش پیشینه است.
شمارهٔ ۱۰۳ - به میرزا محمدعلی خطر نگاشته
روزت خجسته باد و اختر بختت به فرهی پیوسته، گویا فرمان آبشخوردم باز امسال بران در گشته رخت بازگشت کشد و به دستور گذشته روزی چند سرگشته دارد. ندانم در کار تبت و توحید آن مایه کاربند فزایش و آرایش شده که نشان آبادی از بند کاوش و گرفت راه آزادی نماید، یا سردی ها که از بی دردی هاست مایه رنگ زردی خواهد شد. اگر «تخته جهود» را بدان هنجار که نوشتم انباشته و کاشته و جوی و بند گود و بلند افراشته نباشد، کاری که یهود با پیغمبر بی پدر کردند و سوکی که برادرهای یوسف بر آن پیر گم کرده پسر تراشیدند بر تو خواهد ریخت.
۱
سنگ بند پایان «تبت » باید تا راه چشمه بدان روش که خود چیده ام و افراخته ساخته باشد و زمینی که جوی یزدان بخش بر آن همی گذرد تا بوم آب نیم ارش بالا از خاک پرداخته و در سنگ بند انداخته آید.چند کرته از نو یونجه کاشته باشی و هزار درخت گز و هسته و انار و پسته افراشته و همچنین کارهای دیگر که پیرایه کشت و راغ است و سرمایه دشت و باغ اگر سر موئی لنگ افتاده و جوی و کرته از آنچه سزاست فراخ یا تنگ آمده کاری کنم و شماری اندیشم که مرگ را به بهای هستی خریدار آئی و دخمه گور را چون خانه سور ستایشگزار.مردی که در کاری چنین سست فرو ماند و از باری چنان کم کمر دزدد، مصرع: کشتنی سوختنی باشد و گردن زدنی. گاه گوئی در آن پزدان گز افراشته ام و در این انباشته انار کاشته. انار بی پسته شاخ بی بار است و گز بی هسته کاخ بی یار، شعر: ۲
ای ریش سفید مرز تبت
کاندر پی گز دماغ سوزی ۳
سوگند بدان بروت شبرنگ
کان گزها کز تورسته روزی ۴
گر هسته ارش ارش نروید
دور از تو هزار گز بگوزی ۵
دل در کار پسته و هسته بند واندیشه جز انار از کشت و کار هر درختی اگر همه شاخش مرجان و بارش گوهر باشد جسته و رسته دار. بسکه گفتم زبان من فرسود. ۶
سنگ بند پایان «تبت » باید تا راه چشمه بدان روش که خود چیده ام و افراخته ساخته باشد و زمینی که جوی یزدان بخش بر آن همی گذرد تا بوم آب نیم ارش بالا از خاک پرداخته و در سنگ بند انداخته آید.چند کرته از نو یونجه کاشته باشی و هزار درخت گز و هسته و انار و پسته افراشته و همچنین کارهای دیگر که پیرایه کشت و راغ است و سرمایه دشت و باغ اگر سر موئی لنگ افتاده و جوی و کرته از آنچه سزاست فراخ یا تنگ آمده کاری کنم و شماری اندیشم که مرگ را به بهای هستی خریدار آئی و دخمه گور را چون خانه سور ستایشگزار.مردی که در کاری چنین سست فرو ماند و از باری چنان کم کمر دزدد، مصرع: کشتنی سوختنی باشد و گردن زدنی. گاه گوئی در آن پزدان گز افراشته ام و در این انباشته انار کاشته. انار بی پسته شاخ بی بار است و گز بی هسته کاخ بی یار، شعر: ۲
ای ریش سفید مرز تبت
کاندر پی گز دماغ سوزی ۳
سوگند بدان بروت شبرنگ
کان گزها کز تورسته روزی ۴
گر هسته ارش ارش نروید
دور از تو هزار گز بگوزی ۵
دل در کار پسته و هسته بند واندیشه جز انار از کشت و کار هر درختی اگر همه شاخش مرجان و بارش گوهر باشد جسته و رسته دار. بسکه گفتم زبان من فرسود. ۶
تعداد ابیات: ۳
۲۲۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۰۲ - به احمد صفائی نگاشته
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۰۴ - تحریر مجدد قصه ای از کتاب زینت المجالس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.