هوش مصنوعی:
نویسنده در این متن با زبانی ادبی و عاطفهآمیز از تأخیر در پاسخگویی عذرخواهی میکند و به بیان احساسات خود درباره دوری و غربت میپردازد. او از رنج هجران و حرمان سخن میگوید و آرزوی دیدار و قربت را دارد. متن مملو از استعارهها و تشبیهات شاعرانه است که بر عمق احساسات نویسنده تأکید دارد.
رده سنی:
18+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است و استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات عشق و هجران با عمق خاصی مطرح شدهاند که مناسب مخاطبان بزرگسال است.
شمارهٔ ۱۶۲ - به دوستی نگارش یافته
رقیمه کریمه این دفعه از باب تاخیر جواب خطاب حضرت خالی از عتابی نبود اعتراضی صواب است و پرسشی بی جواب. اگر در مقابله اقامت معذرت اندیشم گناهی دور از مغفرت خواهد بود. اولی آنکه بر ذلت اعتراف آرم و لغزش را انصاف دهم، یارب از هر چه خطا رفت هزار استغفار. اکنون که حامل راه سپار سامان مقصود است عرض وجودی فرض افتاد و ذمت بندگی را ادای شرط ضراعت فرض آمد. چه حاصل که نه خامه محرم راز روان است و نه نامه امین اسرار نهان. راز عاشق و معشوق را دل به دل تواند گفت این نه شیوه قاصد و این نه کار مکتوب است.کی باشد دست ها را دولت آغوش خیزد و مقالات ضمایر به ملاقات لب و گوش. باری به خیالت زنده ام و جمالت را به وجه یکتائی پرستنده، قیاسی جز تمهید اساس قربت نیست و رضوان وطن دوران انجمن مسعودت الا نیران غربت نه، بیت:
۱
هر کجا باشد شه ما را بساط
هست صحرا گر بود سم الخیاط ۲
تا کیم حکم آبشخور از کربت این غربت به راحت آن قربت رساند اگر رنج خود را که شکنج هجرانش علت است و آسیب حرمانش مایه این ذلت، طرحی طرازم و شرحی نگارم، خنده ساغر گریه مینا گیرد و نغمه مزمر مویه رباب، زمین را خون به چشمه و چاه جوشد و آسمان ابر سیاه پوشد: ۳
محفلی دارم به سامان طرب دور از تو لیک
برگ رامش دور از آن محفل بسازی دیگر است ۴
خاک مجلس، چنگ قامت، ناله مطرب، غم ندیم
دور ساقی چشم خون پالا شراب و ساغر است ۵
حسرت نصیبی را که بساط آرامش و نشاط رامش بدین هنجار است پیداست که اسباب کرب و کاهش بر چه شمار خواهد بود، بیت: ۶
مکن افسانه ما گوش که این مایه غم
حیف باشد که بر این خاطر خرم گذرد ۷
خدا را پیوسته به احکام خداوندانه دستم گیر و به رشح خامه رحمت که غمامه بهار است و شمامه تتار مستم کن. ۸
هر کجا باشد شه ما را بساط
هست صحرا گر بود سم الخیاط ۲
تا کیم حکم آبشخور از کربت این غربت به راحت آن قربت رساند اگر رنج خود را که شکنج هجرانش علت است و آسیب حرمانش مایه این ذلت، طرحی طرازم و شرحی نگارم، خنده ساغر گریه مینا گیرد و نغمه مزمر مویه رباب، زمین را خون به چشمه و چاه جوشد و آسمان ابر سیاه پوشد: ۳
محفلی دارم به سامان طرب دور از تو لیک
برگ رامش دور از آن محفل بسازی دیگر است ۴
خاک مجلس، چنگ قامت، ناله مطرب، غم ندیم
دور ساقی چشم خون پالا شراب و ساغر است ۵
حسرت نصیبی را که بساط آرامش و نشاط رامش بدین هنجار است پیداست که اسباب کرب و کاهش بر چه شمار خواهد بود، بیت: ۶
مکن افسانه ما گوش که این مایه غم
حیف باشد که بر این خاطر خرم گذرد ۷
خدا را پیوسته به احکام خداوندانه دستم گیر و به رشح خامه رحمت که غمامه بهار است و شمامه تتار مستم کن. ۸
تعداد ابیات: ۴
۲۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۶۱ - به میرزا محمدعلی ادیب نگارش یافته
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۶۳ - به دوستی نگاشته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.