هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، به ستایش شراب و مینوشی به عنوان نمادی از رهایی از تعلقات دنیوی و رسیدن به حقیقت میپردازد. شاعر از باده به عنوان راهی برای گریز از مصاحبت خویش و وارستگی از دنیا یاد میکند و آن را وسیلهای برای شناخت اسرار الهی میداند. همچنین، به مقایسه بین اهل دنیا و اهل حقیقت پرداخته و شراب را نماد روشندلی و پاکی معرفی میکند.
رده سنی:
18+
متن شامل مفاهیم عرفانی و نمادینی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به شراب و مینوشی به عنوان یک نماد عرفانی، نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آگاهی دارد تا از سوءتعبیر جلوگیری شود.
شماره ۵ - هین در دهید باده که آنها که آگهند
هین در دهید باده که آنها که آگهند
حلقه بگوش این نمط و خاک این رهند ۱
ضدند جان و تن، قدح باده دردهید
تا یک دم از مصاحبت خویش وارهند ۲
رنگی زرنگ باده ندیدند خوبتر
آنها که رنگ یافته ی صبغة الللهند ۳
جز سوی جام دست درازی نمی کنند
آنها که از متاع جهان دست کوتهند ۴
نقش جهان امر، در این جام دیده اند
خلقی که از حقایق اسرار آگهند ۵
روشن دل اندو، پاک و پگه خیز همچو صبح
کآماده از برای شراب سحر گهند ۶
قومی زچشمه ی قدح، آبی نمی خورند
تا لاجرم به خویش فرو رفته چون چهند ۷
روشیر گیرشو، زشرابی چو چشم شیر
کاینها زحیله های مزور چو روبهند ۸
جامی بخواه غیرت جام جهان نمای
زان ساقی بی که پیشش حوران کله نهند ۹
حالی زحور و باده نشین در بهشت نقد
زیرا که در بهشت همین وعده می دهند ۱۰
حلقه بگوش این نمط و خاک این رهند ۱
ضدند جان و تن، قدح باده دردهید
تا یک دم از مصاحبت خویش وارهند ۲
رنگی زرنگ باده ندیدند خوبتر
آنها که رنگ یافته ی صبغة الللهند ۳
جز سوی جام دست درازی نمی کنند
آنها که از متاع جهان دست کوتهند ۴
نقش جهان امر، در این جام دیده اند
خلقی که از حقایق اسرار آگهند ۵
روشن دل اندو، پاک و پگه خیز همچو صبح
کآماده از برای شراب سحر گهند ۶
قومی زچشمه ی قدح، آبی نمی خورند
تا لاجرم به خویش فرو رفته چون چهند ۷
روشیر گیرشو، زشرابی چو چشم شیر
کاینها زحیله های مزور چو روبهند ۸
جامی بخواه غیرت جام جهان نمای
زان ساقی بی که پیشش حوران کله نهند ۹
حالی زحور و باده نشین در بهشت نقد
زیرا که در بهشت همین وعده می دهند ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۱۸۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴ - چون لب تو غنچه نبود، چو رخت سمن نباشد
گوهر بعدی:شماره ۶ - کجا کسی که چو او را صبوح دست دهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.