هوش مصنوعی:
این متن شعری است که درد عشق نافرجام و ناامیدی از وصال معشوق را بیان میکند. شاعر از بیوفایی یار و رنجهای عشق شکایت دارد و با جملات پرسشی و منفی، ناکامی خود را در رسیدن به آرزوهایش نشان میدهد. او از غم و اندوه عشق، دوری از یار و بیتوجهی معشوق مینالد و در عین حال، همچنان دلبسته و شیفته باقی میماند.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسات پیچیده است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و رنج عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۳۹ - درد من از تو دوا گشت؟ نگشت
درد من از تو دوا گشت؟ نگشت
کام من از تو روا گشت؟ نگشت ۱
یار ما یار بما گشت؟ نگشت
یا به ما اهل وفا گشت؟ نگشت ۲
آنکه یک لحظه نشد همدم من
یکدم از غیر جدا گشت؟ نگشت ۳
دوست با من ز وفا بود؟ نبود
دشمن او ز جفا گشت؟ نگشت ۴
یکدم آن عقده گشای دل من
از دلم عقده گشا گشت؟ نگشت ۵
زیر بار غم او چون قد من
قامت غیر دو تا گشت؟ نگشت ۶
کس چو مجنون به ره عشق، رفیق
عاشق سر به هوا گشت؟ نگشت ۷
او چو من سر به هوا بود؟ نبود
او چو من بی سر و پا گشت؟ نگشت ۸
عشق خوبان آفت جان و دل است
عشق ورزیدن به خوبان مشکل است ۹
جان سپردم در غم خوبان و باز
همچنانم دل به ایشان مایل است ۱۰
کاش داند حال من در عشق خویش
آن تغافل پیشه کز من غافل است ۱۱
نیست از جور توام پای گریز
بر سر کوی توام پا در گل است ۱۲
در دل من آرزوی وصل یار
فکر بی حاصل خیال باطل است ۱۳
دوری از یاران و مهجور از دیار
بر تو آسانست بر من مشکل است ۱۴
خواجه اش را نیست لطف ارنه، رفیق
بنده ی قابل غلام مقبل است ۱۵
کام من از تو روا گشت؟ نگشت ۱
یار ما یار بما گشت؟ نگشت
یا به ما اهل وفا گشت؟ نگشت ۲
آنکه یک لحظه نشد همدم من
یکدم از غیر جدا گشت؟ نگشت ۳
دوست با من ز وفا بود؟ نبود
دشمن او ز جفا گشت؟ نگشت ۴
یکدم آن عقده گشای دل من
از دلم عقده گشا گشت؟ نگشت ۵
زیر بار غم او چون قد من
قامت غیر دو تا گشت؟ نگشت ۶
کس چو مجنون به ره عشق، رفیق
عاشق سر به هوا گشت؟ نگشت ۷
او چو من سر به هوا بود؟ نبود
او چو من بی سر و پا گشت؟ نگشت ۸
عشق خوبان آفت جان و دل است
عشق ورزیدن به خوبان مشکل است ۹
جان سپردم در غم خوبان و باز
همچنانم دل به ایشان مایل است ۱۰
کاش داند حال من در عشق خویش
آن تغافل پیشه کز من غافل است ۱۱
نیست از جور توام پای گریز
بر سر کوی توام پا در گل است ۱۲
در دل من آرزوی وصل یار
فکر بی حاصل خیال باطل است ۱۳
دوری از یاران و مهجور از دیار
بر تو آسانست بر من مشکل است ۱۴
خواجه اش را نیست لطف ارنه، رفیق
بنده ی قابل غلام مقبل است ۱۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۵
۱۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸ - گر رفت جان و جسمم شد خاک آستانت
گوهر بعدی:شماره ۴۰ - با آنکه وفادارتر از من دگری نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.