هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از درد عشق، جفا و ناامیدی سخن میگوید. شاعر از یارانی میگوید که از او عار دارند، از جفاکاریهایی که به وفاداران میشود، و از دلهای شکستهای که تنها تسکینشان در لبهای شیرین یار است. همچنین، اشارهای به نالههای در قفس و اشکهای خونین دارد که نشان از درد عمیق عاطفی است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیدهای است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جفا، ناامیدی و درد عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۵۴ - آنکه از عار به یاران نشود یار اینست
آنکه از عار به یاران نشود یار اینست
وانکه دارد ز من و یاری من عار اینست ۱
آن جفاکار که کارش ز جفاکاری نیست
جز جفاکاری یاران وفادار اینست ۲
آن ستمکار که از تیغ ستم می ریزد
خون یار از پی دلجویی اغیار اینست ۳
آن شکر لب که چو فرهاد مدامم دارد
تلخکام از لب شیرین شکربار اینست ۴
دل بیمار مرا از لب شکربارت
شربتی ده که دوای دل بیمار اینست ۵
گفت از سینه فغان من و دل هرکه شنید
در قفس ناله ی مرغان گرفتار اینست ۶
ز اشک خونین خبر حال دلم پرس، رفیق
که ز حال دل خون گشته خبردار اینست ۷
وانکه دارد ز من و یاری من عار اینست ۱
آن جفاکار که کارش ز جفاکاری نیست
جز جفاکاری یاران وفادار اینست ۲
آن ستمکار که از تیغ ستم می ریزد
خون یار از پی دلجویی اغیار اینست ۳
آن شکر لب که چو فرهاد مدامم دارد
تلخکام از لب شیرین شکربار اینست ۴
دل بیمار مرا از لب شکربارت
شربتی ده که دوای دل بیمار اینست ۵
گفت از سینه فغان من و دل هرکه شنید
در قفس ناله ی مرغان گرفتار اینست ۶
ز اشک خونین خبر حال دلم پرس، رفیق
که ز حال دل خون گشته خبردار اینست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۰۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۳ - به جان و دل مرا پیوند از آن است
گوهر بعدی:شماره ۵۵ - آن را که به کف سیمی و در دست زری نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.