هوش مصنوعی:
شاعر در این متن عاشقانه، از عشق و اشتیاق خود به معشوق سخن میگوید. او از غم فراق و آرزوی وصال مینالد و وفاداری خود را با قسم به خاک پای معشوق نشان میدهد. همچنین، از رقیب و شادیهای او شکایت کرده و از معشوق میخواهد که بیش از این او را نیازارد. شاعر معشوق را به گل و ماه تشبیه کرده و بیان میکند که یاری که یار دیگران باشد، مانند دشمن است.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیدهتر، فهم متن را برای سنین پایینتر چالشبرانگیز میکند.
شماره ۹۵ - دلم به وصل تو روزی که شادمان باشد
دلم به وصل تو روزی که شادمان باشد
به روزگار مرا روز خوش همان باشد ۱
به خاک پای تو جانا قسم که در پایت
کنم نثار گرم صد هزار جان باشد ۲
دل من از غم تو تا به کی بود غمگین
دل رقیب ز تو چند شادمان باشد ۳
روا مدار ازین بیش و بیش ازین مپسند
که عاشق از تو چنین، بلهوس چنان باشد ۴
گلی چو آن گل عارض مهی چو آن مه رخ
نه بر زمین بود و نه بر آسمان باشد ۵
بود چو دشمن یاران، رفیق یار آن به
که یار من نبود یار دیگران باشد ۶
به روزگار مرا روز خوش همان باشد ۱
به خاک پای تو جانا قسم که در پایت
کنم نثار گرم صد هزار جان باشد ۲
دل من از غم تو تا به کی بود غمگین
دل رقیب ز تو چند شادمان باشد ۳
روا مدار ازین بیش و بیش ازین مپسند
که عاشق از تو چنین، بلهوس چنان باشد ۴
گلی چو آن گل عارض مهی چو آن مه رخ
نه بر زمین بود و نه بر آسمان باشد ۵
بود چو دشمن یاران، رفیق یار آن به
که یار من نبود یار دیگران باشد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۱۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۴ - فغان که مدعیان از منت جدا کردند
گوهر بعدی:شماره ۹۶ - کی جز تو در دل من دلدار دیگر آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.