هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از دوری یار و سختی‌های عشق شکایت می‌کند. او بیان می‌کند که از یارش خبری نمی‌رسد و هر کس به سوی او می‌رود، باز نمی‌گردد. شاعر از نداشتن صبر بدون یار می‌گوید و از عیب‌جویان می‌خواهد که او را به خاطر عاشقی سرزنش نکنند، زیرا هنر دیگری ندارد. او از سختی دل و بی‌تأثیری ناله‌های شبانه و آه‌های سحرگاهی می‌نالد و اشاره می‌کند که جمال یارش چنان است که دیگر جمال‌ها در نظرش نمی‌آیند. در پایان، شاعر از نرسیدن به آرزوهایش سخن می‌گوید و بیان می‌کند که رفیق با دل خود نمی‌تواند به کام برسد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که درک آن‌ها به بلوغ عاطفی و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۹۸ - ز کوی یار به من زان خبر نمی آید

ز کوی یار به من زان خبر نمی آید
که هر که می رود آنجا دگر نمی آید ۱

مده به روز دگر وعده ی وصال و مرو
که بی تو صبر ز من این قدر نمی آید ۲

به کار عاشقی ای عیب جو مکن عیبم
که غیر از این هنر از من هنر نمی آید ۳

فغان ز سختی آن دل که نرم کردن آن
ز ناله ی شب و آه سحر نمی آید ۴

به این جمال کسی را که در نظر آیی
جمال مهر و مهش در نظر نمی آید ۵

در این چمن منم آن باغبان که پروردم
هزار نخل و یکی زان به بر نمی آید ۶

نمی شود ز تو کام دلش روا اما
رفیق با دل خودکام برنمی آید ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۱۸۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۷ - غنچه و سرو کار آن قد و دهن نمی کند
گوهر بعدی:شماره ۹۹ - آنچنان از تب عشق تو تنم می‌سوزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.