هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق نافرجام، بیوفایی و حسرت سخن میگوید. شاعر از دلبستن به معشوقی نامهربان و پیمانشکن شکایت دارد و از درد عشق و رنج جانسوز مینالد. همچنین، به مقایسهای ظریف بین طبیعت (گل و مرغ) و احساسات انسانی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاطفی پیچیده مانند عشق نافرجام، حسرت و اندوه است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد. همچنین، استفاده از استعارههای ادبی و زبان شعر کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۰۸ - به من هر روز آن پیمان گسل پیمان از آن بندد
به من هر روز آن پیمان گسل پیمان از آن بندد
که روز دیگر آن را بگسلد با دیگران بندد ۱
بنوخط گلرخی دل بستم آه از حسرت مرغی
که در پایان گل بر شاخ گلبن آشیان بندد ۲
ز گل صد دست افزون بست گلبن وه چه حالست این
که بر روی تماشائی همان در باغبان بندد ۳
نشد از آه گرمم نرم او را دل چو من یارب
مبادا آنکه دل بر دلبر نامهربان بندد ۴
دو روز دیگر ایدل آشکارا بشکند عهدش
مخور غم با رقیب امروز اگر عهد نهان بندد ۵
نبندد ز آرزوی خویش طرفی غیر جان دادن
گر آن جائی که نرخ بوسه ی جانان به جان بندد ۶
مران از محفلش گاهی اگر آید رفیق آنجا
نباشد میزبان را خوش که در بر میهمان بندد ۷
که روز دیگر آن را بگسلد با دیگران بندد ۱
بنوخط گلرخی دل بستم آه از حسرت مرغی
که در پایان گل بر شاخ گلبن آشیان بندد ۲
ز گل صد دست افزون بست گلبن وه چه حالست این
که بر روی تماشائی همان در باغبان بندد ۳
نشد از آه گرمم نرم او را دل چو من یارب
مبادا آنکه دل بر دلبر نامهربان بندد ۴
دو روز دیگر ایدل آشکارا بشکند عهدش
مخور غم با رقیب امروز اگر عهد نهان بندد ۵
نبندد ز آرزوی خویش طرفی غیر جان دادن
گر آن جائی که نرخ بوسه ی جانان به جان بندد ۶
مران از محفلش گاهی اگر آید رفیق آنجا
نباشد میزبان را خوش که در بر میهمان بندد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۱۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۷ - چند روزی از سر کویت سفر خواهیم کرد
گوهر بعدی:شماره ۱۰۹ - سوی آن کز تو دلش خوش به نگاهی باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.