هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق، دوری و امید به دیدار معشوق سخن میگوید. او از نگاه معشوق، لطف گاهبهگاه او، و تأثیر حضور معشوق بر زندگی خود مینویسد. همچنین، شاعر به یادآوری معشوق در غیاب او اشاره میکند.
رده سنی:
15+
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات بهکاررفته در آن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۰۹ - سوی آن کز تو دلش خوش به نگاهی باشد
سوی آن کز تو دلش خوش به نگاهی باشد
سهل باشد که نگاهی ز تو گاهی باشد ۱
مانع ای ابر کرم چیست که از رشحه ی تو
قطره ای قسمت لب تشنه گیاهی باشد ۲
ارتو نسبت به من آن جور که باشد همه وقت
به ز لطفی که نباشد گه و گاهی باشد ۳
ایخوش آن خسته که چون بر سرش آئی او را
قوه ناله نه و قدرت آهی باشد ۴
تو که چشمت نگران نیست به راهی چه غمت
که به راهت نگران چشم به راهی باشد ۵
گفتی آن دم که نباشی کنمت یاد رفیق
آندم این حرف بیاد تو الهی باشد ۶
سهل باشد که نگاهی ز تو گاهی باشد ۱
مانع ای ابر کرم چیست که از رشحه ی تو
قطره ای قسمت لب تشنه گیاهی باشد ۲
ارتو نسبت به من آن جور که باشد همه وقت
به ز لطفی که نباشد گه و گاهی باشد ۳
ایخوش آن خسته که چون بر سرش آئی او را
قوه ناله نه و قدرت آهی باشد ۴
تو که چشمت نگران نیست به راهی چه غمت
که به راهت نگران چشم به راهی باشد ۵
گفتی آن دم که نباشی کنمت یاد رفیق
آندم این حرف بیاد تو الهی باشد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۵۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۸ - به من هر روز آن پیمان گسل پیمان از آن بندد
گوهر بعدی:شماره ۱۱۰ - عاشق یاری جفا بسیار میباید کشید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.