هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و درد فراق است. شاعر از ناتوانی خود در برابر جمال یار میگوید و از بیم جان و دلهای پرخون سخن میراند. او از کموفایی یار شکایت دارد، اما در عین حال به لطفهای او نیز اشاره میکند. شعر با تصاویر احساسی مانند چشم خونبار و جان بر لب، حالتی غمگین و عاشقانه را به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانهای است که درک آنها به بلوغ عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از تصاویر مانند 'دل پرخون' و 'چشم خونبار' ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۱۱۵ - دلم با ناتوانی پاس چشم یار هم دارد
دلم با ناتوانی پاس چشم یار هم دارد
چو بیماری که دارد بیم جان بیمار هم دارد ۱
ندارم زهره تا گویم بکش یکبار [و] فارغ کن
وگرنه قاتل من رحم این مقدار هم دارد ۲
من و جورش که مخصوص منست آن مرحمت ورنه
چه کار آید مرا لطفی که با اغیار هم دارد ۳
اگر بسیار کم دارد وفا یارم بحمدالله
جفائی از وفا به دارد و بسیار هم دارد ۴
مکن از گریه ناصح منع عاشق با دل پرخون
دل پرخون که دارد دیده ی خونبار هم دارد ۵
به محفل بنگرد تا جانب اغیار پی در پی
به هر گاهی نگاهی سوی من ناچار هم دارد ۶
به بالین رفیق از لطف بنشین لحظه ای دیگر
که جانش بر لب است و حسرت دیدار هم دارد ۷
چو بیماری که دارد بیم جان بیمار هم دارد ۱
ندارم زهره تا گویم بکش یکبار [و] فارغ کن
وگرنه قاتل من رحم این مقدار هم دارد ۲
من و جورش که مخصوص منست آن مرحمت ورنه
چه کار آید مرا لطفی که با اغیار هم دارد ۳
اگر بسیار کم دارد وفا یارم بحمدالله
جفائی از وفا به دارد و بسیار هم دارد ۴
مکن از گریه ناصح منع عاشق با دل پرخون
دل پرخون که دارد دیده ی خونبار هم دارد ۵
به محفل بنگرد تا جانب اغیار پی در پی
به هر گاهی نگاهی سوی من ناچار هم دارد ۶
به بالین رفیق از لطف بنشین لحظه ای دیگر
که جانش بر لب است و حسرت دیدار هم دارد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۲۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۴ - نکویان را وفا آئین پسندند
گوهر بعدی:شماره ۱۱۶ - ای کرده ز خود بی خبرت یاد خداداد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.