هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد عشق ناکام و حسرتهایش میگوید. او از دیدن معشوق محروم مانده و از بیمهری او شکایت دارد. با اشاره به داستان فرهاد و شیرین، تلخیهای عشق را بیان میکند و از این که عمرش به نظم و شعر گذشت، اما به آرامش نرسید، افسوس میخورد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که درک آنها برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارههای ادبی و اشاره به داستانهای کلاسیک مانند فرهاد و شیرین، فهم متن را برای سنین پایینتر دشوار میکند.
شماره ۱۶۷ - نمود چون مه نو رخ ز طرف بام افسوس
نمود چون مه نو رخ ز طرف بام افسوس
ندیدم آن مه بی مهر را تمام افسوس ۱
گرفت جان پی جانان و من بدین حسرت
که بر کدام خورم حیف و بر کدام افسوس ۲
ندیده کام ز شیرین و جان شیرین داد
ز تلخکامی فرهاد تلخکام افسوس ۳
دلم به خار و خس آشیانه خرم بود
نبود آگهیم از نشاط دام افسوس ۴
حلال داشت به حرف رقیب خون مرا
از آن حلال ندانسته از حرام افسوس ۵
گذشت از برم امروز چون پس از عمری
ز بیم غیر نشد فرصت سلام افسوس ۶
به کار نظم همه عمر من گذشت رفیق
نیافت کار من از نظم، انتظام افسوس ۷
ندیدم آن مه بی مهر را تمام افسوس ۱
گرفت جان پی جانان و من بدین حسرت
که بر کدام خورم حیف و بر کدام افسوس ۲
ندیده کام ز شیرین و جان شیرین داد
ز تلخکامی فرهاد تلخکام افسوس ۳
دلم به خار و خس آشیانه خرم بود
نبود آگهیم از نشاط دام افسوس ۴
حلال داشت به حرف رقیب خون مرا
از آن حلال ندانسته از حرام افسوس ۵
گذشت از برم امروز چون پس از عمری
ز بیم غیر نشد فرصت سلام افسوس ۶
به کار نظم همه عمر من گذشت رفیق
نیافت کار من از نظم، انتظام افسوس ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۶ - غیر از سگ درش ز کسی حال ما مپرس
گوهر بعدی:شماره ۱۶۸ - گر بهای می ستاند خرقه پیر میفروش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.