هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار از عشق و اشتیاق شدید به معشوق سخن می‌گوید، از درد دوری و آرزوی دیدارش می‌نالد، و حاضر است برای رسیدن به او هر رنجی را تحمل کند. او حتی از غیرت نسبت به معشوق و تمایل به فداکاری در راه عشقش صحبت می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسات شدید است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین برخی اشارات به رنج و فداکاری ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.

شماره ۱۷۳ - اگر روزی دهم صد بار جان نادیده دیدارش

اگر روزی دهم صد بار جان نادیده دیدارش
بسی زان به که روزی بنگرم در بزم اغیارش ۱

به حال مردنم از رشک او با غیر در صحبت
چسان یارب ز حال خویشتن سازم خبردارش ۲

به خاک کویش ار نسپاردم پیش سگان او
بیندازید بعد از مردنم در پای دیوارش ۳

چه شوقیست اینکه آیم چون برون از بزم او دردم
روم در کوی آن مه تا مگر بینم دگر بارش ۴

بود تا گردد از حال دل من اندکی آگه
دلم خواهد که پیش چون خودی بینم گرفتارش ۵

اگر چه سیم و زر دادند مردم در بهای او
به نقد جان و دل گشتم من مفلس خریدارش ۶

به سودای من ار سر درنیارد ماه من شاید
که چون خورشید هر جامی رود گرمست بازارش ۷

دهم گر جان به تلخی دور نبود ز آنکه نشنیدم
بعمر خود بجز تلخ از لب لعل شکربارش ۸

رفیق امروز باشد بلبل و گلزار او کویت
چو در کوی تو آید ای گل رعنا مکن خارش ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۱۸۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۷۲ - مهی دارم ندیده کس مثالش
گوهر بعدی:شماره ۱۷۴ - دلارامی که غافل نیستم یک لحظه از یادش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.