هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه بیانگر دلتنگی و عشق عمیق شاعر به معشوق است. او تأکید میکند که هرگز معشوق را فراموش نمیکند و همیشه به یاد اوست. همچنین، شاعر از بیوفایی و جفای معشوق گله میکند و امیدوار است که روزی مهربانی معشوق شامل حالش شود.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه عمیق و گاهی دردناک است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.
شماره ۱۷۴ - دلارامی که غافل نیستم یک لحظه از یادش
دلارامی که غافل نیستم یک لحظه از یادش
مباد از یاد من هرگز غمی در خاطر شادش ۱
به هر گلشن که گردد جلوه گر قد چو شمشادش
به صد دل چون صنوبر بنده گردد سرو آزادش ۲
مگو ای همنشین بهر چه دادی دل به دست او
که گر گوید به پای من بده جان می توان دادش ۳
به تعمیر دلم اکنون چه می کوشی که از اول
خرابش کرده ای زانسان که نتوان کرد آبادش ۴
نمی داند ره و رسم وفا دلدار من گویا
همین تعلیم بیداد و جفا داده است استادش ۵
تو را دی گفت فردا می کشم اما نمی دانم
پشیمان گشته است امروز یا رفته است از یادش ۶
رفیق از هجر فریادش به گردون می رسد شبها
بود کز روی مهر ای مه رسی روزی به فریادش ۷
مباد از یاد من هرگز غمی در خاطر شادش ۱
به هر گلشن که گردد جلوه گر قد چو شمشادش
به صد دل چون صنوبر بنده گردد سرو آزادش ۲
مگو ای همنشین بهر چه دادی دل به دست او
که گر گوید به پای من بده جان می توان دادش ۳
به تعمیر دلم اکنون چه می کوشی که از اول
خرابش کرده ای زانسان که نتوان کرد آبادش ۴
نمی داند ره و رسم وفا دلدار من گویا
همین تعلیم بیداد و جفا داده است استادش ۵
تو را دی گفت فردا می کشم اما نمی دانم
پشیمان گشته است امروز یا رفته است از یادش ۶
رفیق از هجر فریادش به گردون می رسد شبها
بود کز روی مهر ای مه رسی روزی به فریادش ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۲۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۳ - اگر روزی دهم صد بار جان نادیده دیدارش
گوهر بعدی:شماره ۱۷۵ - به صورت ماه را گفتم شبی چون روی نیکویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.