هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از احساسات عمیق خود در آغوش گرفتن معشوق و فراموشی خود در این لحظه‌های ناب سخن می‌گوید. او از زیبایی‌های معشوق، شب‌های قدر و روزهای عید، و همچنین از رنج‌ها و حسادت‌های عشق یاد می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'خورم خون من رفیق از رشک' ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا سنگین باشد.

شماره ۱۷۶ - ترا یک بار اگر گیرم در آغوش

ترا یک بار اگر گیرم در آغوش
کنم یکبارگی خود را فراموش ۱

چو گل پیراهنم چاکست چون نیست
در آغوش من آن سرو قباپوش ۲

دهد از خضر و آب زندگی یاد
خط سبزش به گرد چشمه ی نوش ۳

شب قدر است و روز عید با هم
سیه شام خط و صبح بناگوش ۴

فراموشش مکن آن را که دانی
نخواهی گشتنش هرگز فراموش ۵

من از غم سر به روی دوش دارم
نشسته با رقیبان دوش بر دوش ۶

خورم خون من رفیق از رشک و باشد
به بزم مدعی یارم قدح نوش ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۱۸۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۷۵ - به صورت ماه را گفتم شبی چون روی نیکویش
گوهر بعدی:شماره ۱۷۷ - منم آن عاشق سرگشته که بر خاک درش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.