هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و سرگشتگی خود سخن میگوید. او از یار دوری میکند که به او توجهی ندارد، اما همچنان امیدوار است که روزی نظر او را جلب کند. شاعر از فقر و بیپولی خود نیز گلایه میکند و از یاری میگوید که دارای زیبایی و جذابیت است. در پایان، شاعر از وفاداری خود به معشوق سخن میگوید و از او میخواهد که او را از خود دور نکند.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به فقر و بیپولی ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک کامل داشته باشد.
شماره ۱۷۷ - منم آن عاشق سرگشته که بر خاک درش
منم آن عاشق سرگشته که بر خاک درش
تا سرش خاک نشد یار نیامد به سرش ۱
هست زرین کمر و سیم تن آن شوخ مرا
بی زر و سیم کجا دست رود در کمرش ۲
می کنم شب همه شب ناله در آن کو تا کی
کند از حال من آگاه نسیم سحرش ۳
نظری کرد نهان سوی من و پنداری
که نهانی نظری هست به اهل نظرش ۴
سر برآرند ز شوق رخش از خاک اگر
روزی افتد به سر خاک شهیدان گذرش ۵
چون سگ کوی تو گردید رفیق از در خویش
مکنش دور و مگردان چو سگان دربدرش ۶
تا سرش خاک نشد یار نیامد به سرش ۱
هست زرین کمر و سیم تن آن شوخ مرا
بی زر و سیم کجا دست رود در کمرش ۲
می کنم شب همه شب ناله در آن کو تا کی
کند از حال من آگاه نسیم سحرش ۳
نظری کرد نهان سوی من و پنداری
که نهانی نظری هست به اهل نظرش ۴
سر برآرند ز شوق رخش از خاک اگر
روزی افتد به سر خاک شهیدان گذرش ۵
چون سگ کوی تو گردید رفیق از در خویش
مکنش دور و مگردان چو سگان دربدرش ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۱۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۶ - ترا یک بار اگر گیرم در آغوش
گوهر بعدی:شماره ۱۷۸ - از عشق تو در ملالتم کاش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.