هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و زیبایی معشوق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که با وجود شنیدن توصیفات بسیار از زیبایی او، وقتی خودش معشوق را می‌بیند، متوجه می‌شود که زیبایی او فراتر از آنچه شنیده بوده است. همچنین، شاعر از فراق و نرسیدن به وصال معشوق شکایت می‌کند و از تلاش‌های بی‌ثمر خود در این راه می‌گوید.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد.

شماره ۲۳۳ - شنیدمت که به حسنی فزون ز ماه چو دیدم

شنیدمت که به حسنی فزون ز ماه چو دیدم
بسی فزونتری ای ماهرخ از آنچه شنیدم ۱

ز دیده تا نرود نقش عارض تو چو رفتی
خیال روی تو در کارگاه دیده کشیدم ۲

بسی شنیدم و دیدم نگار خوب و لیکن
به خوبی تو نگاری ندیدم و نشنیدم ۳

به باغبانی نخل قد تو عمر عزیزم
گذشت [و] هرگز از آن میوه ی مراد نچیدم ۴

به دام عشق تو آن طایرم فتاده که هرگز
به باغ وصل تو گامی به کام دل نپریدم ۵

به جیب جان نبود دسترس مرا ز فراقت
چه سود از اینکه زدم جیب چاک و جامه دریدم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۱۸۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۳۲ - بی تو جانا زندگانی چون کنم
گوهر بعدی:شماره ۲۳۴ - به از عشق و گدایی منصب و جاهی نمی‌دانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.