هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی بیانگر عشق و فداکاری بی‌حد شاعر به معشوق است. شاعر از رنج‌های عشق می‌گوید، اما با وجود همه دردها، عشقش فزونی می‌یابد. او حتی حاضر است بارها جان خود را فدا کند و از جور و ستم معشوق نیز شکایتی ندارد، زیرا همه‌چیز را لطف و کرم او می‌داند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار بوده و ممکن است نیاز به بلوغ فکری و عاطفی داشته باشد.

شماره ۲۴۹ - شد جان پاکان در رهت از بسکه خاک ای نازنین

شد جان پاکان در رهت از بسکه خاک ای نازنین
خاک ره تو سر به سر شد جان پاک ای نازنین ۱

از کین کنی گر هر زمان قصد دل و آهنگ جان
قلبی لدیک ای دلستان روحی فداک ای نازنین ۲

نگذاشت چرخ فتنه جو مالم بخاک پات رو
تا مردم و این آرزو بردم به خاک ای نازنین ۳

ز اندوه درد خویشتن با تو نمی گویم سخن
ترسم شوی ز اندوه من اندوهناک ای نازنین ۴

آمد ز هر چاکش درون مهری ز عشقت شد فزون
گردیده از تیغ تو چون دل چاک چاک ای نازنین ۵

خواهم همان بار دگر ساز هلاکم زودتر
هر لحظه صد بارم اگر سازی هلاک ای نازنین ۶

از دست او جور و ستم آن لطف باشد این کرم
دارد رفیق از آن چه غم وز این چه باک ای نازنین ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۱۸۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۴۸ - بیا ای بت دمی در کعبه از بتخانه مسکن کن
گوهر بعدی:شماره ۲۵۰ - دلم خواهد که جان در راه خوبان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.