هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر درد فراق و التماس برای نگاه و توجه معشوق است. شاعر با استفاده از استعارههای زیبا مانند کعبه و بتخانه، به زیبایی احساسات خود را بیان میکند و از معشوق میخواهد که گاهی به او توجه کند. همچنین، در بخشهایی از شعر به مفاهیمی مانند رنج عشق، دشمنی و دوستی اشاره شده است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
شماره ۲۴۸ - بیا ای بت دمی در کعبه از بتخانه مسکن کن
بیا ای بت دمی در کعبه از بتخانه مسکن کن
بگردان کعبه را بتخانه زاهد را برهمن کن ۱
مکن محرومم از فیض نگاه گاه گاه خود
به چشم مرحمت گاهی نگاهی جانب من کن ۲
کشد تا سرو و گل شرمندگی زان عارض و قامت
گهی مأوا به بستان گیر گاهی جا به گلشن کن ۳
ندانی گر یقین حال دل ما و دل خود را
گمان شیشه و خارا قیاس سنگ و آهن کن ۴
کنی تا چند هر شب شمع بزم غیر آن رخ را
شبی بزم مرا زان ماه عارض نیز روشن کن ۵
ترا با دوست کاری نیست چون جز دشمنی کردن
به دشمن ناتوانی دوست را ای دوست دشمن کن ۶
قبای هستیم دست اجل گو بی تو چاک ای دل
ز دامن تا گریبان وز گریبان تا به دامن کن ۷
رفیق اکنون که ناوک بر نشان می افکند جانان
بلی جان را نشان ناوک آن تیرافکن کن ۸
بگردان کعبه را بتخانه زاهد را برهمن کن ۱
مکن محرومم از فیض نگاه گاه گاه خود
به چشم مرحمت گاهی نگاهی جانب من کن ۲
کشد تا سرو و گل شرمندگی زان عارض و قامت
گهی مأوا به بستان گیر گاهی جا به گلشن کن ۳
ندانی گر یقین حال دل ما و دل خود را
گمان شیشه و خارا قیاس سنگ و آهن کن ۴
کنی تا چند هر شب شمع بزم غیر آن رخ را
شبی بزم مرا زان ماه عارض نیز روشن کن ۵
ترا با دوست کاری نیست چون جز دشمنی کردن
به دشمن ناتوانی دوست را ای دوست دشمن کن ۶
قبای هستیم دست اجل گو بی تو چاک ای دل
ز دامن تا گریبان وز گریبان تا به دامن کن ۷
رفیق اکنون که ناوک بر نشان می افکند جانان
بلی جان را نشان ناوک آن تیرافکن کن ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۱۷۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۷ - پس از کشتن گذاری بر مزارم میتوان کردن
گوهر بعدی:شماره ۲۴۹ - شد جان پاکان در رهت از بسکه خاک ای نازنین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.