هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه بیانگر درد هجران و عشق بیپایان شاعر به معشوق است. شاعر از جفاهای معشوق شکایت میکند، اما در عین حال وفاداری خود را اعلام میدارد و حتی جان خود را فدای معشوق میکند. او معشوق را به جای خدا مینشاند و از او میخواهد که به حالش رحم کند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی، استفاده از استعارههای پیچیده و بیان احساسات شدید ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۲۵۴ - نداند کاش قدر مهر من مهرآزمای من
نداند کاش قدر مهر من مهرآزمای من
بقدر مهر من بر من کند گر جور وای من ۱
پرستم گر بتی جز تو بت دیرآشنای من
خدای من تویی ای بت تویی ای بت خدای من ۲
ندیده پیشتر نشنیده افزون تر کسی هرگز
جفایی از جفای تو وفایی از وفای من ۳
بکش زارم میندیش از هلاک من که می باشد
جز این نه مطلب من غیر از این نه مدعای من ۴
به خونم چون کشی سویم نگاهی کن که در محشر
بهای خون نخواهم از تو، بس این خونبهای من ۵
بدرد هجر جانان چند [و] تا کی مبتلا باشم
به جان خود که رحمی کن به جان مبتلای من ۶
برای داغ و دردت مرهم و درمان نمی خواهم
که داغت مرهم من باشد و دردت دوای من ۷
رفیق آن مانده واپس از رفیقانم در این وادی
که غیر از سایهٔ من کس نباشد در فقای من ۸
بقدر مهر من بر من کند گر جور وای من ۱
پرستم گر بتی جز تو بت دیرآشنای من
خدای من تویی ای بت تویی ای بت خدای من ۲
ندیده پیشتر نشنیده افزون تر کسی هرگز
جفایی از جفای تو وفایی از وفای من ۳
بکش زارم میندیش از هلاک من که می باشد
جز این نه مطلب من غیر از این نه مدعای من ۴
به خونم چون کشی سویم نگاهی کن که در محشر
بهای خون نخواهم از تو، بس این خونبهای من ۵
بدرد هجر جانان چند [و] تا کی مبتلا باشم
به جان خود که رحمی کن به جان مبتلای من ۶
برای داغ و دردت مرهم و درمان نمی خواهم
که داغت مرهم من باشد و دردت دوای من ۷
رفیق آن مانده واپس از رفیقانم در این وادی
که غیر از سایهٔ من کس نباشد در فقای من ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۱۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۳ - ز خوناب دل و از دیده خونابه بار من
گوهر بعدی:شماره ۲۵۵ - با من آن نامهربان مه مهربان خواهد شدن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.