هوش مصنوعی:
این شعر از مولانا بیانگر درد و رنج شاعر از بیعدالتی و ستمی است که بیجهت بر او روا داشته شده است. او از بیمهری و بیوفایی معشوق شکایت دارد و میپرسد چرا با وجود بیگناهیاش، مورد ظلم قرار گرفته است. شاعر از نادیده گرفته شدن و سوختن در آتش عشق مینالد و از معشوق میخواهد که زنگار از آیینه دل بزداید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۲۸۳ - بیجهت توسن کین تاختهای یعنی چه؟
بیجهت توسن کین تاختهای یعنی چه؟
بیسبب تیغ ستم آختهای یعنی چه؟ ۱
قامتی را که قیامت ز قیامش خیزد
از پی قتل من افراختهای یعنی چه؟ ۲
آتشین ز آتش می آن رخ افروخته را
از پی سوختنم ساختهای یعنی چه؟ ۳
نظر انداختهای بر همه بیوجه و مرا
بیگناه از نظر انداختهای یعنی چه؟ ۴
باخته من به تو در نرد محبت دل و تو
خصم جان من دلباختهای یعنی چه؟ ۵
به ره مهر و وفا ای بت بیمهر و وفا
صد رهم دیده و نشناختهای یعنی چه؟ ۶
چون دلت آینهٔ آن رخ زیباست رفیق
زنگ ز آیینه نپرداختهای یعنی چه؟ ۷
بیسبب تیغ ستم آختهای یعنی چه؟ ۱
قامتی را که قیامت ز قیامش خیزد
از پی قتل من افراختهای یعنی چه؟ ۲
آتشین ز آتش می آن رخ افروخته را
از پی سوختنم ساختهای یعنی چه؟ ۳
نظر انداختهای بر همه بیوجه و مرا
بیگناه از نظر انداختهای یعنی چه؟ ۴
باخته من به تو در نرد محبت دل و تو
خصم جان من دلباختهای یعنی چه؟ ۵
به ره مهر و وفا ای بت بیمهر و وفا
صد رهم دیده و نشناختهای یعنی چه؟ ۶
چون دلت آینهٔ آن رخ زیباست رفیق
زنگ ز آیینه نپرداختهای یعنی چه؟ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۲ - تنی دارد بنامیزد ز جان به
گوهر بعدی:شماره ۲۸۴ - تا کلک قضا رقم کشیده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.