۹۸ بار خوانده شده

شمارهٔ ۶ - در میدان آمدن و حرب کردن

یکی ز لشکر موئینه تیغ تیز بکف
سنانش سوزن و انگشتوانه اش مغفر

نبرد از سپه بندقی و کتان خواست
بهادری قرمی ازکمینه جست بدر

زپیشک کله جبه او یکی ناچخ
بزد بر او که بخاکش فکند چون میزر

فنک زگوشه میدان حبر روی نمود
کمند و گرز وی از دگمهای ماده و نر

بروی اطلس نازک مزاج زد آن گرز
چنانکه گونه والا ز ترس شد اصفر

وزان کمند بخود در کشید کمخارا
کشان فکندو برو نیز زد لت بیمر

زتیر چوب گزش از کناره کرباس
چنان بزد که برآمد غبارش از پیکر

دلاوری تفک انداز زآستین قبا
که خوانیش مله شد در ملاملامنگر

ز دگمهای کریبان کلوله تشویش
بحرب موینه انداخت چون تگرگ و مطر
اگر سوالی داری، اینجا بپرس.
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمارهٔ ۵ - در عرض دادن موئینه لشکر خود را
گوهر بعدی:شمارهٔ ۷ - در پشت دادن موئینه از محاربه کتان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.