هوش مصنوعی:
این شعر از مولانا بیانگر درد و رنج عشق و جدایی است. شاعر از سوختن دل در فراق یار میگوید و از بیثباتی دنیا و ناپایداری مال و منال سخن میراند. همچنین، به بیفایده بودن دانش ظاهری در برابر عشق حقیقی اشاره میکند و بر اهمیت شناخت خود تأکید دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۸ - از داغ غمت هر که دلش سوختنی نیست
از داغ غمت هر که دلش سوختنی نیست
از شمع رخت محفلش افروختنی نیست ۱
گرد آمده از نیستی این مزرعه را برگ
ای برق! مزن! خرمن ما سوختنی نیست ۲
در طوف حریمش ز فنا جامهٔ احرام
کردیم که این جامه به تن دوختنی نیست ۳
یک دانهٔ اشک است روان بر رخ زرین
سیم و زر ما شکر که اندوختنی نیست ۴
در مدرسه آموختهای گر چه بسی علم
در میکده علمیست که آموختنی نیست ۵
خود را چه فروشی به دگر کس به خود، ای دل!
بفروش اگر چند که بفروختنی نیست ۶
گویند که در خانهٔ دل هست چراغی
افروخته کاندر حرم افروختنی نیست ۷
از شمع رخت محفلش افروختنی نیست ۱
گرد آمده از نیستی این مزرعه را برگ
ای برق! مزن! خرمن ما سوختنی نیست ۲
در طوف حریمش ز فنا جامهٔ احرام
کردیم که این جامه به تن دوختنی نیست ۳
یک دانهٔ اشک است روان بر رخ زرین
سیم و زر ما شکر که اندوختنی نیست ۴
در مدرسه آموختهای گر چه بسی علم
در میکده علمیست که آموختنی نیست ۵
خود را چه فروشی به دگر کس به خود، ای دل!
بفروش اگر چند که بفروختنی نیست ۶
گویند که در خانهٔ دل هست چراغی
افروخته کاندر حرم افروختنی نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۵۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷ - تسبیح تو ایشیخ که صد دانه تمام است
گوهر بعدی:شماره ۵۹ - اگنون که گذشته ز شب تیره دو پاس است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.