هوش مصنوعی: این متن شعری است که به زیبایی از مفاهیم فلسفی و عرفانی مانند گذر زمان، تغییر حالات انسان از جوانی به پیری، وحدت وجود، و تبدیل شدن از حالت ناپاک به پاک (مانند تبدیل خاک به زر) سخن می‌گوید. همچنین از عشق و عرفان و رابطه بین عاشق و معشوق نیز یاد می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن برای درک و تجربه نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد شکل می‌گیرد.

شماره ۱۱۰ - افسانه بد مستی ما دوش سمر شد

افسانه بد مستی ما دوش سمر شد
هم شحنه و هم شیخ از این قصه خبر شد ۱

از حالت پیری و جوانی سخنی نغز
سر بسته بگویم که شبی بود و سحر شد ۲

یکدانه از این خرمن مائی و توئی بود
آن خوشه گندم که همه خوف و خطر شد ۳

گویند که اکسیر بود خاک در دوست
ما چهره برین خاک نهادیم که زر شد ۴

خواهی که بدانی مثل عارف و عاشق
یک نی تهی از خویش و یکی پر ز شکر شد ۵

این را سخن آمد بمذاق همه شیرین
آن از همه وارسته و بی بیم و حذر شد ۶

چون تاک ز خود گم شد و در خاک نهان گشت
یک دانه دو صد شاخ بر آورد و شجر شد ۷

از ابر فرود آمد و در بحر فرو ریخت
یک قطره باران که درخشنده گهر شد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۱۷۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۹ - زاهدی از صومعه بیزار شد
گوهر بعدی:شماره ۱۱۱ - تا می بکیش زاهد و مفتی حرام شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.