هوش مصنوعی: این شعر از حافظ است که به موضوعات عشق، می‌نوشی، رندی، و انتقاد از زهد ریایی می‌پردازد. شاعر فضای میخانه را به بیت‌الحرام تشبیه می‌کند و از تبدیل شدن زاهد و مفتی به می‌نوشان سخن می‌گوید. همچنین، به تضاد بین عشق دنیوی و عبادت رسمی اشاره دارد و رندان را ستایش می‌کند.
رده سنی: 18+ محتوا شامل اشاره‌های مستقیم به می‌نوشی و نقدهای اجتماعی تند است که ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال نامناسب باشد.

شماره ۱۱۱ - تا می بکیش زاهد و مفتی حرام شد

تا می بکیش زاهد و مفتی حرام شد
ما را فضای میکده بیت الحرام شد ۱

بر چرخ بود خانه معمور و بر زمین
بیت المقدس است که میخانه نام شد ۲

در کیش عشق بود که رندان مست را
شاهد پیمبر آمد و ساقی امام شد ۳

در باده چهر یار کند جلوه دگر
اکنون ببزم عیش که آئینه جام شد ۴

در کوی عشق خاک شو ایدل که خاک بود
آنکش نصیب جرعه کاس الکرام شد ۵

چون شحنه میفروش شد و شیخ باده نوش
رندان شهر را همه عالم بکام شد ۶

قومی بسوی کعبه و قومی بسوی دیر
تا قسم ما از این دو عمایت کدام شد ۷

یکجرعه انگبین ز لب آمیز ای حکیم
این شیخ را بسر که که نعم الادام شد ۸

وارونه گشت سبلت زاهد بیک قدح
جامی دگر دهید که کارش تمام شد ۹

یک جلوه کرد قامت ساقی که شیخ شهر
آمد برقص و گفت قیامت قیام شد ۱۰

جز ریش انبهش نبود دام مکر و فن
این سفله کو بشعبده شیخ الانام شد ۱۱

لب بر لب پیاله مگر می نهد حبیب
هر صبح و شام کین همه شیرین کلام شد ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۱۸۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۰ - افسانه بد مستی ما دوش سمر شد
گوهر بعدی:شماره ۱۱۲ - شیخناشب تا سحر مست و خراب از باده بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.