هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق، جدایی، و اشتیاق سخن میگوید. او از معشوقی میگوید که مانند شمع و آفتاب میدرخشد و عاشقان را مجذوب خود میکند. همچنین، اشارهای به فقر و درویشی و پیوند عشق با آن دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال بهطور کامل قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات غیرمستقیم به مفاهیم عشق و اشتیاق نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۴۶ - هیچ می گوئی مراد دلداده ای دیوانه بود
هیچ می گوئی مراد دلداده ای دیوانه بود
با خیالم آشنا وز خویشتن بیگانه بود ۱
هیچ می گوئی که نزد شمع رخسارم شبی
نیم جانی سوخته بال و پری پروانه بود ۲
هیچ میآید بخاطر مرا ترا ای آفتاب
کز فروغت پرتوی در روزن اینخانه بود ۳
هیچ میآید بخاطر شاه خوبانرا که شب
با گدا خفته بیک بالین و یک کاشانه بود ۴
دست ما در گردنش افتاده چون طوق گران
چنگ ما در طره اش پیچید همچون شانه بود ۵
با خیالم آشنا وز خویشتن بیگانه بود ۱
هیچ می گوئی که نزد شمع رخسارم شبی
نیم جانی سوخته بال و پری پروانه بود ۲
هیچ میآید بخاطر مرا ترا ای آفتاب
کز فروغت پرتوی در روزن اینخانه بود ۳
هیچ میآید بخاطر شاه خوبانرا که شب
با گدا خفته بیک بالین و یک کاشانه بود ۴
دست ما در گردنش افتاده چون طوق گران
چنگ ما در طره اش پیچید همچون شانه بود ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۵ - ایخوش آنروزیکه شمعی بود و پروانه نبود
گوهر بعدی:شماره ۱۴۷ - این پایه که عقل و هنرش نام نهادند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.