هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق، جدایی و پیچیدگیهای روابط انسانی سخن میگوید. شاعر با استفاده از استعارههایی مانند شمع و پروانه، زلف و خال، و پیمانه و ساغر، احساسات عمیق و گاه متناقض عشق را بیان میکند. همچنین، اشارهای به آشوب و فتنه در خراسان دارد که ممکن است نمادی از آشفتگی درونی شاعر باشد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، استفاده از استعارههای پیچیده و اشاره به مفاهیمی مانند دیوانگی و فتنه، درک این شعر را برای مخاطبان جوانتر دشوار میکند. همچنین، برخی از مضامین ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم یا غیرجذاب باشد.
شماره ۱۴۵ - ایخوش آنروزیکه شمعی بود و پروانه نبود
ایخوش آنروزیکه شمعی بود و پروانه نبود
در مقام آشنائی حرف بیگانه نبود ۱
عقل از بیگانگی حرفی نهاد اندر میان
ورنه در زنجیر زلفت جای دیوانه نبود ۲
از خم زلفت شبی تاریک بود اندر میان
کاندر او از مهر رخسار تو افسانه نبود ۳
ما بقیدت نزپی این زلف و این خال آمدیم
صید بودیم آنزمان کین دام و این دانه نبود ۴
بر لب پیمانه نوشان حرفی از لعل لبت
بود اگر، جز قول جام و راز پیمانه نبود ۵
این خیالات محال اندر دل ساغر نبود
وین سخنهای پریشان بر لب شانه نبود ۶
ترکی آمد در خراسان فتنه و آشوب خاست
ورنه در این شهر نام از چین و فرغانه نبود ۷
اشک ما موجی زد و برخاست سیلی ناگهان
ورنه گنجی بود پنهانی و ویرانه نبود ۸
بیحسابی احتساب آورد ورنه احتیاج
گردش پیمانه را تسبیح صد دانه نبود ۹
در مقام آشنائی حرف بیگانه نبود ۱
عقل از بیگانگی حرفی نهاد اندر میان
ورنه در زنجیر زلفت جای دیوانه نبود ۲
از خم زلفت شبی تاریک بود اندر میان
کاندر او از مهر رخسار تو افسانه نبود ۳
ما بقیدت نزپی این زلف و این خال آمدیم
صید بودیم آنزمان کین دام و این دانه نبود ۴
بر لب پیمانه نوشان حرفی از لعل لبت
بود اگر، جز قول جام و راز پیمانه نبود ۵
این خیالات محال اندر دل ساغر نبود
وین سخنهای پریشان بر لب شانه نبود ۶
ترکی آمد در خراسان فتنه و آشوب خاست
ورنه در این شهر نام از چین و فرغانه نبود ۷
اشک ما موجی زد و برخاست سیلی ناگهان
ورنه گنجی بود پنهانی و ویرانه نبود ۸
بیحسابی احتساب آورد ورنه احتیاج
گردش پیمانه را تسبیح صد دانه نبود ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۵۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۴ - نیست جز عشق را رکوع و سجود
گوهر بعدی:شماره ۱۴۶ - هیچ می گوئی مراد دلداده ای دیوانه بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.