هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر حالتی از عجز، نیاز و امید به بخشش است. شاعر با زبانی پر از خضوع و تواضع، به درگاه معشوق یا قدرت بالاتری آمده و با اعتراف به گناهان و کاستیهای خود، طلب عفو و بخشش میکند. او با توصیف وضعیت دشوار خود و تلخیهای زندگی، امیدوار است که با لطف و مهربانی مخاطب، مشکلاتش آسان شود.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق عرفانی و نیاز به درک احساسات پیچیدهای مانند عجز، امید و بخشش، این متن را برای مخاطبان با سنین پایینتر دشوار میسازد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با این مضامین ارتباط برقرار کنند.
شماره ۲۵۰ - بار دیگر یارجویان بر در دیار آمدیم
بار دیگر یارجویان بر در دیار آمدیم
با دو صد خواری بدین فرخنده در بار آمدیم ۱
از کمال شرمساری با دو صد عجز و نیاز
با امید عفو و با تقصیر بسیار آمدیم ۲
از مذلت حلقه آسا سر نهاده در برش
سایه وار افتاده اندر پای دیوار آمدیم ۳
کار ما بسیار اگر دشوار و صعب افتاده بود
چون تو آسان میکنی هر کار دشوار، آمدیم ۴
ای تعز من تشاء و ای تذل من تشاء
ما بصد خواری و صد محنت گرفتار آمدیم ۵
کهف هر بیچاره و درویش و درمانده توئی
ما بسی درمانده و درویش و ناچار آمدیم ۶
بارها با جرم افزون گر بر اندیمان ز در
باز با جرم فزونتر ما دگر بار آمدیم ۷
کام ما ز اندیشه و اندوه شد بسیار تلخ
بر امید لطف آن لعل شکر بار، آمدیم ۸
هم سزاوار تو باشد عفو و اغماض و گذشت
نیز گرماهر عقوبت را سزاوار آمدیم ۹
با دو صد خواری بدین فرخنده در بار آمدیم ۱
از کمال شرمساری با دو صد عجز و نیاز
با امید عفو و با تقصیر بسیار آمدیم ۲
از مذلت حلقه آسا سر نهاده در برش
سایه وار افتاده اندر پای دیوار آمدیم ۳
کار ما بسیار اگر دشوار و صعب افتاده بود
چون تو آسان میکنی هر کار دشوار، آمدیم ۴
ای تعز من تشاء و ای تذل من تشاء
ما بصد خواری و صد محنت گرفتار آمدیم ۵
کهف هر بیچاره و درویش و درمانده توئی
ما بسی درمانده و درویش و ناچار آمدیم ۶
بارها با جرم افزون گر بر اندیمان ز در
باز با جرم فزونتر ما دگر بار آمدیم ۷
کام ما ز اندیشه و اندوه شد بسیار تلخ
بر امید لطف آن لعل شکر بار، آمدیم ۸
هم سزاوار تو باشد عفو و اغماض و گذشت
نیز گرماهر عقوبت را سزاوار آمدیم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۰۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۹ - من بجز کار می و ساقی و ساغر نکنم
گوهر بعدی:شماره ۲۵۱ - ما بدین درگه به امید گدایی آمدیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.