هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر بیان میکند که به بهشت و نعمتهای آن امیدی ندارد و تنها به شادیهای زودگذر دنیوی میاندیشد. او از زاهد و ریاکاران میخواهد که با او ترشرویی نکنند و به دنبال سودا و مال دنیا نباشند، زیرا او دلبستهی سودای دیگری است و برایش سیم و زر ارزشی ندارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به زهد و دنیاگریزی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۷۳ - خیال جنت الماوی نداریم
خیال جنت الماوی نداریم
امید از شاخه طوبی نداریم ۱
چو ما را شادی امروز نقداست
برو زاهد، غم فردا نداریم ۲
مکن با ما ترشروئی و صفرا
که در دل ذوق این حلوا نداریم ۳
بچندین منت و سلوا که ماراست
سری با من و با سلوا نداریم ۴
بکش کالا بکوی خودفروشان
که ما سودی از این کالا نداریم ۵
سری آشفته از سودای دیگر
که پروائی از این سودا نداریم ۶
بنادان سیم و زر شاید نهادن
مگر جان و دل دانا نداریم ۷
امید از شاخه طوبی نداریم ۱
چو ما را شادی امروز نقداست
برو زاهد، غم فردا نداریم ۲
مکن با ما ترشروئی و صفرا
که در دل ذوق این حلوا نداریم ۳
بچندین منت و سلوا که ماراست
سری با من و با سلوا نداریم ۴
بکش کالا بکوی خودفروشان
که ما سودی از این کالا نداریم ۵
سری آشفته از سودای دیگر
که پروائی از این سودا نداریم ۶
بنادان سیم و زر شاید نهادن
مگر جان و دل دانا نداریم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۳۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۲ - در کوی دوست با غم و باشیون آمدیم
گوهر بعدی:شماره ۲۷۴ - اگر بگسستی از ما، غم نداریم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.