هوش مصنوعی:
این شعر به توصیف بازیهای عاشقانه و رابطهی پیچیدهی میان معشوق و عاشق میپردازد. در آن از زلف پریشان و غمزههای معشوق به عنوان نمادهای جذابیت و افسونگری یاد شده است. همچنین، شاعر از آتش عشق و رنج ناشی از آن سخن میگوید و به رابطهی پرتنش و گاه دردناک میان عاشق و معشوق اشاره دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانهی پیچیده و گاه دردناک است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا نامناسب باشد. همچنین، استفاده از استعارههای شعری مانند آتش عشق و رنج ناشی از آن نیاز به درک بالاتری از ادبیات دارد.
شماره ۳۵۱ - تا چند کند دست تو با زلف تو بازی
تا چند کند دست تو با زلف تو بازی
تا چند کند غمزه تو دست درازی ۱
با زلف پریشیده چه اندیشه کنی باز
کش گاه سرافکنده کنی گه بفرازی ۲
گاهیش ببری سرو گه بر شکنی پشت
گاهیش بخواری فکنی گه بنوازی ۳
کس مشک بر آتش نگذارد، ز چرا تو
این مشک بر آن آتش رخسار گدازی ۴
ای زلف سیه کار چه کردی تو که باید
پیوسته بر این شعله بسوزی و بسازی ۵
تا چند کند غمزه تو دست درازی ۱
با زلف پریشیده چه اندیشه کنی باز
کش گاه سرافکنده کنی گه بفرازی ۲
گاهیش ببری سرو گه بر شکنی پشت
گاهیش بخواری فکنی گه بنوازی ۳
کس مشک بر آتش نگذارد، ز چرا تو
این مشک بر آن آتش رخسار گدازی ۴
ای زلف سیه کار چه کردی تو که باید
پیوسته بر این شعله بسوزی و بسازی ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۰ - به جان دشمن به غیر تن نداری
گوهر بعدی:شماره ۳۵۲ - رفته از ما و تو منی و توئی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.