هوش مصنوعی:
این متن عرفانی از زبان شاعری بیان میشود که به وصال معشوق (آفتاب) رسیده و تجربههای روحانی و شهودی خود را توصیف میکند. او از دیدن نور محض، عرش اعظم، و وحدت وجود سخن میگوید و تأکید میکند که تنها خداوند است که باقی میماند و همه چیز دیگر فانی است. متن پر از استعارههای عرفانی مانند نور، آفتاب، آب و عرش است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار خواهد بود. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد.
شماره ۲۵ - دیده دل بر گشادم همچو ماه و آفتاب
دیده دل بر گشادم همچو ماه و آفتاب
تا بدیدم روز و شب درجان وصال آفتاب ۱
پرتوی بخشید جان را آفتاب روی دوست
تا بچشم او بدیدیمش نه بیداری نه خواب ۲
ز آتش و باد سبکرو برگذشتم تا بعرش
در نور دیدم بیکره منزل آب و تراب ۳
عرش اعظم را بروی آب دیدم نور محض
عرش در آب دو چشم ماست مانند حباب ۴
باز دیدم جان اشیا را که هر شب تا بروز
همچو شمعی سوختی در بزم این عالیجناب ۵
در نمی یابد کسی او را بجز او آه آه
کی رسد در حضرت سیمرغ سالک را ذباب ۶
واحد القهار میگوید خدا از روی لطف
غیر او باقی نباشد هیچکس از شیخ و شاب ۷
کوهیا دیدی که در بحر بسیط لایزال
هست عقل و علم و هوش جمله جانها سراب ۸
تا بدیدم روز و شب درجان وصال آفتاب ۱
پرتوی بخشید جان را آفتاب روی دوست
تا بچشم او بدیدیمش نه بیداری نه خواب ۲
ز آتش و باد سبکرو برگذشتم تا بعرش
در نور دیدم بیکره منزل آب و تراب ۳
عرش اعظم را بروی آب دیدم نور محض
عرش در آب دو چشم ماست مانند حباب ۴
باز دیدم جان اشیا را که هر شب تا بروز
همچو شمعی سوختی در بزم این عالیجناب ۵
در نمی یابد کسی او را بجز او آه آه
کی رسد در حضرت سیمرغ سالک را ذباب ۶
واحد القهار میگوید خدا از روی لطف
غیر او باقی نباشد هیچکس از شیخ و شاب ۷
کوهیا دیدی که در بحر بسیط لایزال
هست عقل و علم و هوش جمله جانها سراب ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۱۹۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴ - خوانده ام از عنده ام الکتاب
گوهر بعدی:شماره ۲۶ - هر صبا از چرخ آمد آفتاب مه نقاب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.