خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی به زیباییهای معشوق و تأثیر عمیق او بر جان و دل شاعر میپردازد. شاعر با استفاده از استعارههایی مانند خورشید، ماه، و پرگار، عشق خود را به تصویر میکشد و وحدت وجود را در تنوع ظاهری جهان بیان میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
شماره ۲۷ - ظل ممدود سر زلف تو چون بر سر ماست
ظل ممدود سر زلف تو چون بر سر ماست
ز آفتاب رخت ای جان همه نور است و صفاست ۱
غیر خورشید جمال تو نه بیند دگری
از مه روی تو چون دیده جانها بیناست ۲
تا بگویم صفت عشق تو را موی به موی
بر سر موی من از تن به زبانی گویاست ۳
اختلافات بسی هست بصورت ای دل
هستی اوست به تحقیق که در من پیداست ۴
همچو پرگار تو سرگشته چرا میگردی
نقطه از سرعت خود گر چه که دائر بنماست ۵
به از آن نیست که بر هر چه نظر بگشائی
به یقین بازشناسی که همان ماهلقاست ۶
سرخ و اسفید و کبود و سیه و زرد یکی است
گر چه در دیده ما چهره خوبان زیباست ۷
کوهیا میل به اعلی و به اسفل چه کنی
چون همه اوست نه پستی بود و نه بالاست ۸
ز آفتاب رخت ای جان همه نور است و صفاست ۱
غیر خورشید جمال تو نه بیند دگری
از مه روی تو چون دیده جانها بیناست ۲
تا بگویم صفت عشق تو را موی به موی
بر سر موی من از تن به زبانی گویاست ۳
اختلافات بسی هست بصورت ای دل
هستی اوست به تحقیق که در من پیداست ۴
همچو پرگار تو سرگشته چرا میگردی
نقطه از سرعت خود گر چه که دائر بنماست ۵
به از آن نیست که بر هر چه نظر بگشائی
به یقین بازشناسی که همان ماهلقاست ۶
سرخ و اسفید و کبود و سیه و زرد یکی است
گر چه در دیده ما چهره خوبان زیباست ۷
کوهیا میل به اعلی و به اسفل چه کنی
چون همه اوست نه پستی بود و نه بالاست ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶ - هر صبا از چرخ آمد آفتاب مه نقاب
گوهر بعدی:شماره ۲۸ - شام معراجی که زلف یار ماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.