خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن به توصیف جایگاه انسان در عالم هستی میپردازد و او را جامع جسم و جان میداند که عالمی در خود دارد. قلب انسان به عرش اعظم تشبیه شده و جان او آینهای از حسن لایزال است. همچنین، متن به علمالاسماء و تجلی جمال و جلال حق در انسان اشاره دارد و بیان میکند که انسان مجموعهای از دو جهان است و گاه غمگین و گاه خرم است. در نهایت، متن تأکید میکند که هیچ نوعی پس از انسان آفریده نشده و او خاتم موجودات است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به دانش و تجربه کافی دارد و برای مخاطبان جوانتر ممکن است پیچیده باشد.
شماره ۴۹ - کون جامع جسم و جان آدم است
کون جامع جسم و جان آدم است
اوست جان وجان جسمش عالم است ۱
جان او مرآت حسن لایزال
قلب او میدان که عرش اعظم است ۲
علم الاسما چو حق کردش عیان
زان بر اسماء مسمی اعلم است ۳
از تجلی جمال او جلال
گاه غمگین است و گاهی خرم است ۴
تا بود مجموعه هر دو جهان
نور و ظلمت کفر و ایمان درهم است ۵
هیچ نوعی بعد آدم نافرید
زین جهت بر جنس آدم خاتم است ۶
همچو کوهی خود ز خورشید جمال
گاه افزون میشود گاهی کم است ۷
اوست جان وجان جسمش عالم است ۱
جان او مرآت حسن لایزال
قلب او میدان که عرش اعظم است ۲
علم الاسما چو حق کردش عیان
زان بر اسماء مسمی اعلم است ۳
از تجلی جمال او جلال
گاه غمگین است و گاهی خرم است ۴
تا بود مجموعه هر دو جهان
نور و ظلمت کفر و ایمان درهم است ۵
هیچ نوعی بعد آدم نافرید
زین جهت بر جنس آدم خاتم است ۶
همچو کوهی خود ز خورشید جمال
گاه افزون میشود گاهی کم است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸ - ما بدانیم که خوبی چو تو در عالم نیست
گوهر بعدی:شماره ۵۰ - جان را ز عکس خال تو بر دل چو داغهاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.