خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غنایی، با تصاویر زیبا و استعارههای دلنشین، به توصیف عشق و زیبایی معشوق میپردازد. شاعر از بوسه، لب و دندان معشوق، گریههای عاشقانه و خندههای بخت و طبیعت سخن میگوید.
متن حاوی مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند گریههای شبانه و سیل سرشک ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
شماره ۱۰۸ - بوسه می خواهم و لعلت چو شکر میخندد
بوسه می خواهم و لعلت چو شکر میخندد
همچو خورشید که بر روی قمر میخندد ۱
چشمم از گریه درو لعل بریزد همه شب
لب و دندان تو بر لعل و گهر میخندد ۲
ذره سان میل بخورشید لبت کرد دلم
بخت بر حال من زیر و زبر میخندد ۳
می کند گریه و افغان بچمن بلبل مست
غنچه بگشاده لب از شاخ شجر میخندد ۴
عاقبت سیل سرشکم ببرد بنیادش
هرکه بر گریه ارباب نظر میخندد ۵
ماه رخسار تو ازمشرق جان کوهی
آفتابی است که هر شام و سحر میخندد ۶
همچو خورشید که بر روی قمر میخندد ۱
چشمم از گریه درو لعل بریزد همه شب
لب و دندان تو بر لعل و گهر میخندد ۲
ذره سان میل بخورشید لبت کرد دلم
بخت بر حال من زیر و زبر میخندد ۳
می کند گریه و افغان بچمن بلبل مست
غنچه بگشاده لب از شاخ شجر میخندد ۴
عاقبت سیل سرشکم ببرد بنیادش
هرکه بر گریه ارباب نظر میخندد ۵
ماه رخسار تو ازمشرق جان کوهی
آفتابی است که هر شام و سحر میخندد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۷ - صبا که شام و سحر مشکبار می آید
گوهر بعدی:شماره ۱۰۹ - زلف تو شب به دیده دیدار در رود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.