هوش مصنوعی:
این متن به گذرا بودن زندگی و مرگ اشاره دارد، بیان میکند که یاران و عزیزان مانند خورشید و ماه از دیدگان ما پنهان شدهاند. آنها به ندای حق پاسخ دادند و به اصل خود بازگشتند. در نهایت، متن از مخاطب میخواهد که از تعلقات دنیوی دست بکشد و به حقیقت وجودی خود توجه کند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مرگ و گذشت زمان نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۲۱ - کجا رفتند یارانی که بودند
کجا رفتند یارانی که بودند
چنان رفتند پنداری نبودند ۱
چو خورشید و قمر در روز و در شب
جمال خویشتن را می ستودند ۲
ز چشم ما نهان گشتند و رفتند
ندای ارجعی کزحق شنودند ۳
نصیب اندرون کز غیب بودند
در آن حضرت کنون اندر شهودند ۴
به اصل خویشتن گشتند راجع
بباغ وصل جانان در خلودند ۵
همه جسمی نهادند از من و تو
عدم رفتند و در عین وجودند ۶
تو هم کوهی بر افشان نیم جانرا
چو از رخ جعد مشکین را گشودند ۷
چنان رفتند پنداری نبودند ۱
چو خورشید و قمر در روز و در شب
جمال خویشتن را می ستودند ۲
ز چشم ما نهان گشتند و رفتند
ندای ارجعی کزحق شنودند ۳
نصیب اندرون کز غیب بودند
در آن حضرت کنون اندر شهودند ۴
به اصل خویشتن گشتند راجع
بباغ وصل جانان در خلودند ۵
همه جسمی نهادند از من و تو
عدم رفتند و در عین وجودند ۶
تو هم کوهی بر افشان نیم جانرا
چو از رخ جعد مشکین را گشودند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۹۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۰ - دل که با درد غم عشق تو محرم گردد
گوهر بعدی:شماره ۱۲۲ - مه و خورشید روی ذره پرور
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.