هوش مصنوعی:
این متن یک گفتوگوی شاعرانه است که در آن شخصی از دردها و رنجهای خود میگوید و در پاسخ، طرف مقابل وعدههای امیدبخش مانند درمان، شفا، رستگاری و حتی قدرت و مقام به او میدهد. در نهایت، این گفتوگو نشاندهندهی امیدواری و اعتماد به وعدههای الهی یا عشق است.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۹۷ - گفتم که درد دارم گفتا دوا دهیمت
گفتم که درد دارم گفتا دوا دهیمت
گفتم علیل و زارم گفتا شفا دهیمت ۱
گفتم که شدجدایی سر بار بینوایی
گفتا مدار اندوه برگ ونوا دهیمت ۲
گفتم که چون دهانت هیچم نمانده دیگر
گفتا که هر چه خواهی در هر کجا دهیمت ۳
گفتم ز جان به تنگم با بخت خود به جنگم
گفت ار صلاح دانی صلح وصفا دهیمت ۴
گفتم به چشم مردم خوارم ز عشق رویت
گفتا ببین چگونه قدر و بها دهیمت ۵
گفتم که داده عشقت آسودگی به دهرم
گفتا که رستگاری هم نیز ما دهیمت ۶
گفتم گدای کویت آمد بلنداقبال
گفتاکه تاج و تختی چون پادشا دهیمت ۷
گفتم علیل و زارم گفتا شفا دهیمت ۱
گفتم که شدجدایی سر بار بینوایی
گفتا مدار اندوه برگ ونوا دهیمت ۲
گفتم که چون دهانت هیچم نمانده دیگر
گفتا که هر چه خواهی در هر کجا دهیمت ۳
گفتم ز جان به تنگم با بخت خود به جنگم
گفت ار صلاح دانی صلح وصفا دهیمت ۴
گفتم به چشم مردم خوارم ز عشق رویت
گفتا ببین چگونه قدر و بها دهیمت ۵
گفتم که داده عشقت آسودگی به دهرم
گفتا که رستگاری هم نیز ما دهیمت ۶
گفتم گدای کویت آمد بلنداقبال
گفتاکه تاج و تختی چون پادشا دهیمت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۶۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۶ - زقامت کرده ای بر پا قیامت
گوهر بعدی:شماره ۹۸ - ز من بخت سیه برگشته چون برگشته مژگانت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.