هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و مستی معنوی سخن میگوید و بیان میکند که از هیچ مانعی، حتی شحنه یا تاریکی راه، هراسی ندارد. او عشق را شیرین و ارزشمند توصیف میکند و از زاهدانی که از دوزخ میترسند، انتقاد میکند. شاعر تأکید دارد که به سوی معشوق خود خواهد رفت و هیچ چیز نمیتواند او را بازدارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و انتقادی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به مستی و انتقاد از زهد ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب داشته باشد.
شماره ۱۸۹ - من نه آن مستم که باک از شحنه وشاهم بود
من نه آن مستم که باک از شحنه وشاهم بود
داده شه فرمان به هر کاری که دلخواهم بود ۱
من به بزم شاه خوردم می خود آگاه است شاه
اسم شب دانم چه غم گر شحنه در راهم بود ۲
من به راه عشق خواهم رفت تا در کوی دوست
گر به هر گامی که بردارم دو صدچاهم بود ۳
نیست غم هست ار شب تاریک وراه سنگلاخ
چون خیال زلف وروی او شب ماهم بود ۴
زاهد از می خوردنم اندیشه از دوزخ مده
هفت دوزخ یک شرار از شعله آهم بود ۵
بسکه شیرین است عشقش از غم شیرویه سان
همچودارا زخم خنجر برجگر گاهم بود ۶
در فلک گویدملک با زهره گر خوانی دگر
غیر اشعار بلند اقبال اکراهم بود ۷
داده شه فرمان به هر کاری که دلخواهم بود ۱
من به بزم شاه خوردم می خود آگاه است شاه
اسم شب دانم چه غم گر شحنه در راهم بود ۲
من به راه عشق خواهم رفت تا در کوی دوست
گر به هر گامی که بردارم دو صدچاهم بود ۳
نیست غم هست ار شب تاریک وراه سنگلاخ
چون خیال زلف وروی او شب ماهم بود ۴
زاهد از می خوردنم اندیشه از دوزخ مده
هفت دوزخ یک شرار از شعله آهم بود ۵
بسکه شیرین است عشقش از غم شیرویه سان
همچودارا زخم خنجر برجگر گاهم بود ۶
در فلک گویدملک با زهره گر خوانی دگر
غیر اشعار بلند اقبال اکراهم بود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۸ - از غم رویش مبین کز گریه چشمم نم بود
گوهر بعدی:شماره ۱۹۰ - گفتم که دلا دلبر ما از چه غمین بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.