هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و وابستگی عمیق خود به معشوق سخن میگوید. او اختیار خود را به دوست سپرده و احساسش نه از دوری (هجر) و نه از وصال شاد است. او نور حق را در همه چیز میبیند و هر چه مینگرد، نقش معشوق را در آن مییابد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات خاص عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شمارهٔ ۲۰ - قطعه
تا بهدست دوست دادم اختیار خویش ار
دل مراغمگین نه از هجر است ونه از وصل شاد ۱
اومگر دور است از من تا شوم غمگین زهجر
من مگر هستم جدا زو تا کنم از وصل یاد ۲
هر چه بینم نقش روی دوست می بینم در اوست
وه چه نور است این که حق درچشم حق بینم نهاد ۳
دل مراغمگین نه از هجر است ونه از وصل شاد ۱
اومگر دور است از من تا شوم غمگین زهجر
من مگر هستم جدا زو تا کنم از وصل یاد ۲
هر چه بینم نقش روی دوست می بینم در اوست
وه چه نور است این که حق درچشم حق بینم نهاد ۳
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۳
۱۹۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۹ - قطعه
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲۱ - قطعه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.