هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غنایی، بیانگر درد هجران و عشق نافرجام است. شاعر از جدایی معشوق و رنجهای عشق مینالد و با تصاویری مانند چشمهای سیاه، مژگان نیشزننده و زلفِ قاتل، احساسات خود را بیان میکند. همچنین، از مفاهیمی مانند وفاداری و شهادت در راه عشق سخن میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر مانند «قتل» و «شهیدان» ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۶۹ - فدای جان پاکت ای غلام در به در کرده
فدای جان پاکت ای غلام در به در کرده
ز هجران تو جان از تن، قرار از دل سفر کرده ۱
به امید شفایی دل در آن چشم سیه بستم
که مژگان تو در آن چشم جان پر نیشتر کرده ۲
فزون شد از نگاهت درد من با آن که خندیدی
چرا گویند پس بیمار را گل در شکر کرده ۳
خط آورد از پی امداد زلف از بهر قتل من
به چین قانع نشد جیش خطا را هم خبر کرده ۴
شهیدان کی اند افتاده سر خونین کفن در باغ
مگر با لاله زاران، نازنین از ره گذر کرده؟! ۵
نمی دانم چرا در گوش گل باری نخواهد رفت
فغان بلبل مسکین جهان زیر و زبر کرده ۶
نزیبد جز «وفایی» افسر و تخت وفاداری
که در ملک محبت ترک سر را ترگ سر کرده ۷
ز هجران تو جان از تن، قرار از دل سفر کرده ۱
به امید شفایی دل در آن چشم سیه بستم
که مژگان تو در آن چشم جان پر نیشتر کرده ۲
فزون شد از نگاهت درد من با آن که خندیدی
چرا گویند پس بیمار را گل در شکر کرده ۳
خط آورد از پی امداد زلف از بهر قتل من
به چین قانع نشد جیش خطا را هم خبر کرده ۴
شهیدان کی اند افتاده سر خونین کفن در باغ
مگر با لاله زاران، نازنین از ره گذر کرده؟! ۵
نمی دانم چرا در گوش گل باری نخواهد رفت
فغان بلبل مسکین جهان زیر و زبر کرده ۶
نزیبد جز «وفایی» افسر و تخت وفاداری
که در ملک محبت ترک سر را ترگ سر کرده ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۹۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۸ - ای دلبرا! ای دلبرا! جانم فدای جان تو
گوهر بعدی:شماره ۷۰ - مرا تحیر از آن زلف و روی و نرگس مست است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.