درباره وفایی مهابادی

میرزا عبدالرحیم سابلاغی، مشهور به وفایی (زادهٔ ۱۲۶۴ قمری در مهاباد، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ قمری) (به کردی: وەفایی) فرزند ملاغفور، فرزند نصرالله، از طایفهٔ ملاجامی، شاعر کرد اهل مهاباد است. عمدهٔ شهرت وی به‌واسطهٔ غزل‌های پرشور کُردیش است.
وی علاوه بر کردی، زبانهای فارسی، عربی و ترکی را هم می‌دانسته و به زبانهای فارسی، عربی و کردی شعر گفته، ولی بیشتر اشعارش به زبان کردی است. در مهاباد به شغل مکتب‌داری مشغول بوده و راه امرار معاش وی از این طریق بوده‌است.
وفایی در سن بیست سالگی به عزم سفر استانبول از مهاباد بیرون می‌رود، اما پس از رسیدن به نهریه و ملاقات با شیخ عبیدالله شمزینان از ادامه سفر منصرف شده همان‌جا می‌ماند و به طریقه نقشبندیه تمسک می‌کند و یک سال بعد از آن‌که مرشدش از سفر حجاز برمی‌گردد، به شهر مهاباد مراجعت می‌نماید و تأهل اختیار می‌کند. وفایی در دوران عمر خود دو بار به حج مشرف شده‌است که در سفر دوم درگذشت و همانجا در عربستان به خاک سپرده شد.

آثار ویدئویی و صوتی مرتبط با این منبع
شماره ۱ - ای صفابخش جان نسیم صبا شماره ۲ - بتم بر طلعت خود شانه زد زلف چلیپا را شماره ۳ - ای ترک خطا، ماه ختن، سرو خودآرا شماره ۴ - تاریک مکن روز مرا باز، نگارا شماره ۵ - ای ترک خطا، ماه ختن، سرو دل آرا شماره ۶ - باغبان از ما در گلزار بندیدن چرا؟ شماره ۷ - شانه زد بر روی خود چون طرهٔ دلاله را شماره ۸ - حلقه چون زد در دی زلفان رخ جانان را شماره ۹ - بشکست چو زلف سیه مشک فشان را شماره ۱۰ - آن روز کزان طره به رخ بست شکن را شماره ۱۱ - ز دست خود مده ای دیده یاد زلف مشکین را شماره ۱۲ - ای خم زلف سیاه تو جنابش مستطاب شماره ۱۳ - ساقیا سوختم بیا بشتاب شماره ۱۴ - خوش همی غلتد به رویش طرهٔ پر پیچ و تاب شماره ۱۵ - صبا از من بگو با آن مه نا مهربان امشب شماره ۱۶ - مرا بی تاب داری هر دم ای زلف بتاب امشب شماره ۱۷ - گوشهٔ چشم توام گوشه نشین کرد ز خود شماره ۱۸ - طره از باد وزان لرزان به روی دلبر است شماره ۱۹ - ای رخ و زلفت شب تاریک و روز روشن است شماره ۲۰ - ای فتنهٔ عالم به نگاه! این چه جمال است؟ شماره ۲۱ - ای آن که خطت سبز، لبت آب حیات است شماره ۲۲ - گر کائنات نامه شود صد هزار بار شماره ۲۳ - زلف مشکین بین که برعارض پریشان کرده است شماره ۲۴ - ای به یادت عاشقان را هر نفس شماره ۲۵ - بر دل و بر دیده گفتم: هر کجا خواهی بیا شماره ۲۶ - قلم به دست من اندر سواد خطه ی نظم شماره ۲۷ - ای راحت دل قوت روان لعل لبانت شماره ۲۸ - خطا گفتم که زلفت مشک چین است شماره ۲۹ - به راه دوست کسی سر نهد سبک بار است شماره ۳۰ - دلبری دارم که در عالم نظیرش کم تر است شماره ۳۱ - ای بت چین ای بلای جان خط و خالت شماره ۳۲ - به فریادم رس ای جان عزیز! بان لعل شیرینت شماره ۳۳ - کشیده طره سر از اختیار عارض قامت شماره ۳۴ - رفتم کنارش امروز جا گوشواره‌ام داد شماره ۳۵ - دل که با طره ی جانان سر سودا دارد شماره ۳۶ - جز سر زلف تو دل که راه ندارد شماره ۳۷ - هر شام و سحر روی تو دیدن مزه دارد شماره ۳۸ - دو هفت سال ریاضت خاک شمزینان شماره ۳۹ - سیه شد زلف با خورشید رو تا آشنایی خودنمایی کرد شماره ۴۰ - بر چهره زلف خویش، پر از پیچ و تاب کرد شماره ۴۱ - بتم چو طره به رخسار خود فشان می‌کرد شماره ۴۲ - حسنت به فتح کشور دل اهتمام کرد شماره ۴۳ - چشم سیاه مستت با ما ببین چه ها کرد شماره ۴۴ - آن شکر خنده به وصل، دهنم شاد نکرد شماره ۴۵ - به جان آمد دلم تا کی دل، ای جان، بی دوا باشد شماره ۴۶ - شادی من نه به خلد و نه به کوثر باشد شماره ۴۷ - دل دیوانه ای دارم دمی بی غم نخواهد شد شماره ۴۸ - مرا که دوش دو چشم از غم نگار تر آمد شماره ۴۹ - شکل و بالای ترا، یارب، چه شیرین بسته‌اند شماره ۵۰ - در ازل سنبل گیسوی ترا شانه زدند شماره ۵۱ - بت من طره چو بر برگ سمن بر شکند شماره ۵۲ - من توبه ز هر چه شیخ گوید پس ازین شماره ۵۳ - مستانه چو از میکده بیرون آید شماره ۵۴ - ای شکر اگر وانرسی خال مگس شماره ۵۵ - جانا شب دوش مرغکی غالیه فام شماره ۵۶ - خوشا روزی ز دنیا دربه در بم شماره ۵۷ - نگارینم! دل و جانم! حبیبم! شماره ۵۸ - هم چو شاهین به هوس بال و پری بگشادم شماره ۵۹ - رنجیده ی یاران ز دوران گله دارم شماره ۶۰ - من که در گوشه کاشانه دلی خوش دارم شماره ۶۱ - به خیال تو به هر جای که من می نگرم شماره ۶۲ - گر من سوخته بر شاهد خوبان برسم شماره ۶۳ - به کوی یار هردم از فراق یار می‌نالم شماره ۶۴ - ای آفت دل بلای جانم! شماره ۶۵ - بی تو ای دوست ندانی که چه گویم چونم شماره ۶۶ - السلام ای باغ رویت «جنت المأوا» ی من شماره ۶۷ - یار ارمنی مذهب! شوخ عیسوی ملت شماره ۶۸ - ای دلبرا! ای دلبرا! جانم فدای جان تو شماره ۶۹ - فدای جان پاکت ای غلام در به در کرده شماره ۷۰ - مرا تحیر از آن زلف و روی و نرگس مست است شماره ۷۱ - شب است این زلف، یا روز جدایی؟ شماره ۷۲ - ای روی تو ابروی تو وان دو لب شیرین شماره ۷۳ - گفتم به بت ساده: که ای ترک خجندی شماره ۷۴ - شنیدم کز وفایی لطف کردی یاد فرمودی شماره ۷۵ - ای به مصر سودایت صد عزیز قربانی شماره ۷۶ - دریغ عهد گل و عاشقی و روز جوانی