هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه بیانگر عشق عمیق و وفاداری شاعر به معشوق است. شاعر با استفاده از استعاره‌های زیبا مانند زلف، آینه، و تاجر عشق، احساسات خود را بیان می‌کند و تأکید می‌کند که هیچ چیز دیگری برایش ارزشمند نیست جز معشوق. همچنین، او از بی‌وفایی گله می‌کند و سوگند می‌خورد که بدون معشوق، زندگی برایش بی‌معناست.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و استعاره‌های پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند بی‌وفایی و عشق عمیق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

شماره ۴ - به سر زلف تو گر جز تو مرا یاری هست

به سر زلف تو گر جز تو مرا یاری هست
یا به جز زلف توام رشتهٔ زنّاری هست ۱

تاجر عشقم و بارم همه کالای وفاست
نه گمانم که در این شهر خریداری هست ۲

مشک تاتار، دودصدبار به یک جو نخرم
برکفم از شکن زلف تو تا، تاری هست ۳

به جز آئینه ی رویت که ز خط یافت صفا
تیره هر آینه کو را خط زنگاری هست ۴

همه دانند که من مات و گرفتار توام
خود در آئینه نظر کن گرت اِنکاری هست ۵

شور لعل لب پرشور تو اندر دل من
آن چنانست که در سینه نمکزاری هست ۶

نه خیال خُتنم هست و نه سودای خطا
تامرا، با سر زلف تو سروکاری هست ۷

به سر زلف تو سوگند که گر، بی رخ تو
دو جهان را، به نظر قیمت و مقداری هست ۸

بیوفایی به «وفایی» مکن اینسان که وفا
نه متاعیست که در هر سر بازاری هست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳ - ساقی ز ماه چهره بر افکن نقاب را
گوهر بعدی:شماره ۵ - دل زاهدان فریبد لب لعل پر فریبت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.