خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و عذرخواهی معشوق سخن می‌گوید. معشوق با تبسمی نهفته عذرخواهی می‌کند و شاعر از لطف و تلافی عشق او سخن می‌گوید. همچنین، شاعر از رنج‌های عشق و فراق می‌گوید و در نهایت شکر خدا را به جای می‌آورد که از بیداری فراق رهایی یافته است.

این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۴۴ - امروز ناز عذر جفاهای رفته خواست

امروز ناز عذر جفاهای رفته خواست
عذری که او نخواست، تبسم ، نهفته خواست ۱

من بندهٔ نگه که به سد شرح و بسط گفت
حرف عنایتی که تبسم، نگفته خواست ۲

از نوک غمزه سفته شد و خوب سفته شد
درهای راز هم که نگاهش نسفته خواست ۳

لطف آمد و تلافی سد ساله می‌کند
خشم ارچه کرد هر چه در این یک دو هفته خواست ۴

بارد به وقت خود همه باران التفات
ابر عنایتی که ریاضی شکفته خواست ۵

دل را نوید کاتش خوی تو پاک سوخت
خار و خسی کش از سر آن کوی رفته خواست ۶

شکر خدا را که مرد به بیداری فراق
وحشی کسی که دیدهٔ بخت تو خفته خواست ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۳ - خوار می‌کن ، زار می‌کش، منتت بر جان ماست
گوهر بعدی:غزل ۴۵ - یار ما بی رحم یاری بوده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.