خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر ناراحتی و شکایت از یار بیرحم و عشق دشوار اوست. شاعر از کمتوجهی یارش در طول دو سال گذشته گلایه میکند و عاشقی را عیب و ننگ میداند. همچنین، به داستان لیلی و مجنون اشاره میکند و از روزگار خوش گذشته یاد میکند. در پایان، از شخصی به نام وحشی یاد میکند که بیاعتبار بوده است.
این متن حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگان و مفاهیم ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد.
غزل ۴۵ - یار ما بی رحم یاری بوده است
یار ما بی رحم یاری بوده است
عشق او با صعب کاری بوده است ۱
لطف او نسبت به من این یک دو سال
گر شماری یک دوباری بوده است ۲
تا به غایت ما هنر پنداشتیم
عاشقی خود عیب و عاری بوده است ۳
لیلی و مجنون به هم میبودهاند
پیش ازین خوش روزگاری بوده است ۴
میشنیدم من که این وحشی کسیست
او عجب بی اعتباری بوده است ۵
عشق او با صعب کاری بوده است ۱
لطف او نسبت به من این یک دو سال
گر شماری یک دوباری بوده است ۲
تا به غایت ما هنر پنداشتیم
عاشقی خود عیب و عاری بوده است ۳
لیلی و مجنون به هم میبودهاند
پیش ازین خوش روزگاری بوده است ۴
میشنیدم من که این وحشی کسیست
او عجب بی اعتباری بوده است ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۴ - امروز ناز عذر جفاهای رفته خواست
گوهر بعدی:غزل ۴۶ - ابر است و اعتدال هوای خزانی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.